شمس الدين حافظ

369

ديوان كامل و جامع هديه حافظ ( فارسى )

285 - « مايه شباب » ساقيا مايهء شباب بيار * يك‌دو ساغر شراب ناب بيار داروى درد عشق يعنى مى * كوست درمان شيخ و شاب بيار آفتابست و ماه باده و جام * در ميانِ مه آفتاب بيار مىكند عقل سركشى تمام * گردنش را ز مى طناب بيار بزن اين آتش مرا آبى * يعنى آن آتش چو آب بيار گل اگر رفت گو : به شادى رو * بادهء ناب چون گلاب بيار غُلغُل بلبل ار نمانْد چه غم * قُلقُل شيشهء شراب بيار غم دوران مخور كه رفت به باد * نغمهء بربط و رَباب بيار وصل او جز به خواب نتوان ديد * دارويى كوست اصل خواب بيار گرچه مستم سه چار جام دگر * تا بكُلّى شوم خراب بيار يك‌دو رَطْل گران به حافظ ده * گر گناهست و گر ثواب بيار * توضيحات : مايه ( اصل ، موجب و سرمايه ) شباب ( جوانى ) شراب ناب ( شراب خالص ) داروى ( عامل درمان ) شاب ( جوان ) شيخ ( پير ) تمام ( قيد ، تماما ، مدام ) نماند ( تمام شد ) قلقل ( حركات ذرات شراب در شيشه ) بربط ( ساز و آلات موسيقى ) رباب ( آلت موسيقى ) خراب شوم ( كاملا مست شوم ) رطل ( پيمانه ) گران ( بزرگ ) ثواب ( مزد آخرت ) معنى بيت ( 1 ) ( اى ساقى سرمايه جوانى را بياور يعنى يك يا دو ساغر شراب خالص و صاف بياور زيرا شراب سرمايهء جوانى مىباشد ) معنى بيت ( 2 ) ( درمان درد عشق شراب است پس شراب كه درمان پير و جوان است ، بياور ) معنى بيت ( 3 ) ( باده ، آفتاب و جام و ماه مىباشد پس در داخل جام چون ماه ، شراب چون آفتاب بياور ) معنى بيت ( 5 ) ( خطاب به ساقى : به اين آتش من آب بپاش و آتش مذاب بياور ) معنى بيت ( 9 ) ( وصل جانان را به جز خواب نتوان ديد ، پس حالا دارويى كه اصل خواب است ، و همان شراب است ، براى من بياور ) . * ترجمه : * نتيجه تفأل : 1 - ساقى سرمايهء جوانى را بياور كه اگر پير هم بادهء صاف بنوشد ، جوان مىگردد ، پس دردمان درد شما آن شراب حقيقى است كه ايمان و توكل بر خداى متعال نام دارد ، عقل خيلى سركشى مىكند براى بستن گردنش طنابى از ايمان و اراده لازم است تا شما خداى ناكرده گمراه نشويد و از هوا و هوس بيش از اين پيروى نكنيد پس بايد به آتش هوس خود آب پاك ايمان و آگاهى و اراده پاشيده شود . 2 - از اين واهمه مكن كه او مىرود يا اين كار ، سختى دارد بلكه خوشحال باش كه آينده شما تضمين مىشود ، غم روزگار را مخور و بگو همه چيز به باد فنا رفت ، بلكه سعى كن زندگى را از اول بنا و پايه‌گذارى كنى زيرا تا چند روز ديگر گشايش در كار شما حاصل خواهد شد . 3 - مسافرتى در پيش است كه با آن سفر تحولى در زندگى شما حاصل مىشود و با يكى از مردان خدا آشنا مىشوى كه بسيار مفيد است ، سخنان او را به گوش بگير . سعى كن ، صله رحم را انجام دهى ، زيرا خواهر سخت به شما نيازمند است . 4 - از تقاضايى كه يكى از دوستان از شما كرده ، استقبال كن ، لازم است برايش اقدام كنى ، نذرى كه كرده‌اى ادا كن ، اين نيت به خوبى انجام مىگيرد ، جاى نگرانى نمىباشد . 5 - خواجه در بيت‌هاى 4 - 6 - 7 به ترتيب فرمايد : ( عقل خيلى سركشى مىكند ، براى بستن گردن او طنابى از شراب بياور ) ( اى ساقى ! گل اگر رفت تو بگو با خوشى و شادى برو و براى ما بادهء ناب چون گلاب بياور ) ( اگر غلغل بلبل نماند چه غم تو قلقل شيشهء شراب را بياور ) خود تفسير كنيد . 6 - از دوست جديد مىتوانى بهره‌ها بگيرى درحالىكه دوستان قديم را آزار ندهى ، در امور تحصيلى موفقيت همراه شماست ، عزيزم از خوردن صرفه‌جويى نكنيد كه بيمارى مىآورد امّا پرخورى هم آفت دارد ، از سفر كرده ناراحت نباشيد ، به زودى نوزادى در خانواده شما متولد مىشود و مسافرتى هم در پيش مىباشد : مبارك است .