شمس الدين حافظ
362
ديوان كامل و جامع هديه حافظ ( فارسى )
278 - « فروغ رخت » اى خرّم از فروغِ رخت لالهزار عمر * بازآ كه ريخت بىگلِ رويت بهارِ عمر از ديده گر سرشك چو باران چكد رواست * كاندر غمت چو برق بشد روزگارِ عمر اين يكدو دم كه وعدهء ديدار ممكن است * درياب كارِ ما كه نه پيداست كارِ عمر تا كى مىِ صبوح و شكر خوابِ بامداد ؟ * هشيار گَرد ، هان ، كه گذشت اختيارِ عمر دى در گذار بود و نظر سوى ما نكرد * بيچاره دل كه هيچ نديد از گذارِ عمر انديشه از محيطِ فنا نيست هركرا * بر نقطهء دهانِ تو باشد مدارِ عمر در هر طرف ز خيلِ حوادث ، كمينگهيست * زانرو عنان گسسته دوانَد سوارِ عمر بىعمر زندهام من و اين بس عجب مدار * روزِ فِراق را كه نهد در شمارِ عمر ؟ حافظ سخن بگوى كه بر صفحهء جهان * اين نقش مانَد از قلمت يادگارِ عمر * توضيحات : لالهزار عمر ( لالهزار زندگى ) سرشك ( اشك ) بهار عمر ( شكوفهء نهال ) برق ( استعاره از به سرعت گذشتن عمر ) اين يكدو دم ( اين چند نفس باقيمانده ) ممكن ( ميسر ) ديدار ( ملاقات ) كار عمر ( پايان كار زندگى ) نه پيدا ( معلوم نيست ) تا كى ( تا چند ) شكر خواب ( خواب شيرين - بىخبرى ) مى صبوح ( شراب بامدادى - خوشگذرانى ) هان ( شبه جمله - صوت ، زنهار ) اختيار عمر ( ايام جوانى - دوران مقبول عمر ) گذار ( اسم مصدر - محل عبور ) دى ( ديروز ) گذار عمر ( گذشت زندگى ) خيل حوادث ( پيشآمدهاى زياد ) عنان گسسته ( افسارگسيخته ) صفحه جهان ( پهنهء گيتى ) معنى بيت ( 1 ) ( اى محبوب ، لالهزار عمر از فروغ چهرهء تو شاد و خرم و تر و تازه است ، پس بيا كه بدون روى چون گل تو بهار عمر و جوانى ما تمام شد ) معنى بيت ( 6 ) ( از درياى هستى زندگى آن كسى كه مدار عمرش روى نقطهء دهان تو باشد و با محبت تو بگذرد ، ترسى ندارد زيرا در جايى مانند يك شاخه پرگار ثابت مىماند ( به كنايه يعنى : اگر دهان محبوب به كام دل بوسه گيرد ، از درياى نيستى ترسى ندارد ) . * ترجمه : * نتيجه تفأل : 1 - او به جنابعالى سخت علاقهمند است و اجراى اين نيت حتمى است اما بايد مقدارى صبر و حوصله داشته باشيد ، چون شخصى منطقى و درستكار هستيد ، خداوند هميشه يار و ياور جنابعالى مىباشد ، پس بر خداى توكل نموده و اقدام كنيد كه در نهايت به نفع هر دوى شماست . 2 - خواجه در بيتهاى 7 و 8 و 9 به ترتيب فرمايد : ( پيشآمدهاى ناگوار آنقدر زياد است كه گويى در هر طرف براى گرفتن جان انسان پنهان شدهاند ، از اين جهت توسن عمر ، افسارگسيخته و باشتاب مىراند تا حوادث بر او دست نيابند ) ( زندگى حقيقى من كه ايام وصال و ديدار بود ، به پايان رسيد ، اكنون در فراق تو بىجان شدهام و از اين امر تعجب مكن زيرا روزهاى جدايى جزو عمر نيستند ) ( اى حافظ سخن بگو زيرا در دنيا فقط همين يادگار زندگى است ، شعرى بنوس كه در عالم كاينات تنها همين اثر باقى ماند ) خود حديث مفصل بخوانيد از اين سه معنى . 3 - در آيندهء نزديك با شخصى كاردان ملاقات خواهيد كرد كه موجب پيشرفت شما مىباشد ، در محل كار يا زندگى ، شخصى بلندقامت ، سفيدروى ، خرمايى موى با بينى كشيده به شما حسادت مىكند ، از او دورى كنيد ، در اين مدت كه نسبت به شما بىتفاوتى شده است ، علتش بگومگوهاى بىربط مىباشد ، پس دل او را به دست آوريد زيرا او كسى جز شما ندارد و تمام دلش پيش جنابعالى است ، از مسافر خبرهاى خوشى دريافت مىكنيد ، تغيير شغل و مكان تفاوتى ندارد . 4 - حضرت على عليه السلام فرمايد : « بزرگترين شجاعت ، صبر و بزرگترين استاد ، تجربه و بزرگترين اسرار مرگ است » اگر مىخواهيد چيزى زود بخريد ، سوره مباركه « الاسرا » از آيه 5 را تا 10 آيه به مدت 10 روز با حضور قلب و معنى بخوانيد كه گشايش بسيار است .