شمس الدين حافظ

345

ديوان كامل و جامع هديه حافظ ( فارسى )

261 - « وفا و عهد نكو » نه هركه چهره برافروخت دلبرى داند * نه هركه آينه سازد ، سكندرى داند نه هركسى كه كُلَه كج نهاد و تند نشست * كلاه‌دارى و آيينِ سرورى داند تو بندگى چو گدايان به شرطِ مزد مكن * كه دوست خود روشِ بنده‌پرورى داند وفا و عهد نكو باشد ار بياموزى * و گرنه هركه تو بينى ستمگرى داند بباختم دلِ ديوانه و ندانستم * كه آدمى بچه‌اى ، شيوهء پرى داند غلام همّت آن رند عافيت سوزم * كه با گدا صفتى كيمياگرى داند هزار نكتهء باريكتر ز موى اينجاست * نه هركه سر بتراشد قلندرى داند مدار نقطهء بينش ز خالِ تست مرا * كه قدرِ گوهر يك‌دانه گوهرى داند به قدّ و چهره هرآن‌كس كه شاهِ خوبان شد * جهان بگيرد ، اگر دادگسترى داند ز شعر دلكش حافظ كسى بُوَد آگاه * كه لطف نظم و سخن گفتن دَرى داند * توضيحات : چهره ( رخسار ) برافروخت ( فروزان شد ، چهره را زيباتر جلوه داد ) دلبرى ( دل ربودن ) سكندرى داند ( جهانگيرى تواند كرد ، آينه‌سازى بداند ) تند ( تكبر - غرور ) سرورى ( آقايى ) چو ( حرف اضافه - مانند ) شرط مزد ( به شرط مزد گرفتن ) دوست ( محبوب ) بنده‌پرورى ( چاكرنوازى - رسم مهربانى ) نكو باشد ( كار خوبى است ) ار ( اگر ) ستمگرى داند ( مىتواند ظالم و ستمگر باشد ) بباختم ( در قمار عشق از دست دادم ) رند عافيت‌سوز ( قلندر وارسته كه سلامتى را در آتش عشق سوخته ) قلندرى داند ( رسم وارستگى و رندى را بداند ) مدار نقطه بينش ( نقطه ديد ، زاويه ديد ، مردمك چشم ) بينش ( نور ) دادگسترى ( شيوه عدل و داد ) درى ( فارسى شيواى درى ، طبع لطيف ) معنى بيت ( 8 ) ( سبب بينايى و نور مردمك چشم من خال رخسار توست زيرا ارزش گوهر يك‌دانه را گوهرشناس مىداند ) . * ترجمه : * نتيجه تفأل : 1 - روحيات جناب‌عالى : ساده ، آرام ، خوب ، فرشته‌خو ، خوش‌شانس ، صميمى ، خوش‌گذران ، اهل گردش و ميهمانى ، اهل خوردن ولى خيّر ، عاقل ، خوش‌باطن ، رفيق‌پرور ، راستگو ، سخاوتمند ، نظربلند ، بىريا ، درويش مسلك ، اشتباه‌كار ، اهل ريسك ، بىپروا . 2 - خواجهء بزرگ در بيتهاى 1 و 2 و 3 فرمايد : ( چنين نيست كه هركس لالهء رخسارش فروزان گرديد و جمال‌آرايى كرد مىتواند دل بربايد چنان‌كه هركس چون اسكندر آينه‌سازى بداند ، آيينه اسكندرى داشته باشد و مانند او جهانگيرى كند ) ( اين‌چنين نيست كه هركس كلاه را مايل به طرفى بر سر گذاشت و با غرور بر جاى خود تكيه زد رسم فرمانروايى و آقايى را مىداند ) ( تو مانند گدايان مباش كه تا مزدى نگيرند ، كارى نمىكنند زيرا محبوب تو رسم چاكرنوازى و مهربانى را خوب مىداند ) جناب‌عالى حديث مفصل بخوانيد از اين سه معنى . 3 - سعى كنيد بين دوست و دشمن تفاوت قائل شويد و راز دل خود را با هركسى نگوييد ، اگرچه دوستان زيادى دور جناب‌عالى جمع شده‌اند ولى همه محرم اسرار نمىتوانند باشند ، در كارها قدرى دورانديش باشيد و با عجله تصميم نگيريد زيرا آتش تند زود سرد و خاكستر مىشود . 4 - براى انجام اين نيت هنوز مقدماتش كاملا فراهم نشده ، بهتر است اجازه بدهيد كه با تلاش ، سرعت عمل و دقت مقدمات آن آماده شود . 5 - مسافر جناب‌عالى حالش خوبست اما قدرى كار او به طول مىانجامد كه اين موضوع به سود او خواهد بود . 6 - كسى در انتظار ديدار شماست ، پس عجله كنيد ، مسافرت را توصيه مىكنم ولى خريدوفروش تفاوتى ندارد ، مژده يا مقامى در انتظار خانواده جناب‌عالى مىباشد ، مواظب باشيد حسودان شما را فريب ندهند .