شمس الدين حافظ

346

ديوان كامل و جامع هديه حافظ ( فارسى )

262 - « عاشق سوخته‌دل » نيست در شهر نگارى كه دلِ ما ببرد * بختم ار يار شود ، رختم ازينجا ببرد كو حريفى كَشِ سرمست كه پيشِ كرمَش * عاشق سوخته‌دل ، نامِ تمنّا ببرد باغبانا ، ز خزان بىخبرت مىبينم * آه ازان روز كه بادت گلِ رعنا ببرد رهزنِ دهر نخفتست ، مشو ايمن ازو * اگر امروز نبرده‌ست كه فردا ببرد در خيال اين همه لُعبت ، به هوس مىبازم * بو كه صاحب نظرى ، نامِ تماشا ببرد علم و فضلى كه به چل سال دلم ، جمع آورد * ترسم آن نرگسِ تركانه ، به يغما ببرد بانگِ گاوى چه صدا بازدهد ، عشوه مخر * سامرى كيست كه دست از يدِ بيضا ببرد جامِ مينايىِ مى سدِّ رهِ تنگ‌دليست * مَنِه از دست كه سيل غمت از جا ببرد راهِ عشق ار چه كمينگاهِ كمانداران است * هركه دانسته رود ، صرفه ز اعدا ببرد حافظ ار جان طلبد غمزهء مستانهء يار * خانه از غير بپرداز و بِهِل تا ببرد * توضيحات : نگار ( زيباروى ) ار ( اگر ) رختم ازينجا ببرد ( از اين ديار سفر كنم ) كش ( نيك و خوب ) كو ( كجا ) تمنا ( آرزو ) باغبانا ( اى باغبان - منادا ) بىخبر ( ناآگاه ) آه ( صوت ، دريغ و درد ) رعنا ( زيبا - موزون ) رهزن دهر ( دزد روزگار ) ايمن ( مطمئن ) لعبت ( عروسك ) بو كه ( شايد كه ) نام تماشا ( خواستار ديدار ، سير و تماشا ) يغما ( تاراج ) بانگ گاوى ( تلميح به آيه 147 سوره اعراف ) عشوه مخر ( فريب مخور ) دست بردن ( چيره شدن ، غلبه ) سدّ ره ( مانع راه ) جام مينايى ( ساغر لاجوردى ) تنگدلى ( غم و رنج ) منه ( مگذار ) اعدا ( دشمن ) بهل ( بگذار ) معنى بيت ( 9 ) ( اگرچه در راه خطرناك عشق دزدان تيرانداز ماهر پنهان شده‌اند اما كسى كه آگاهانه قدم بردارد به مقصود مىرسد ) معنى بيت ( 10 ) ( اى حافظ ، اگر ناز و كرشمهء چشم مست محبوب ، جان از تو مىخواهد ، خانهء دل را از غير اين فكر خالى كن و بگذار با كرشمه و غمزهء يار ، جان تو برود ) . * ترجمه : * نتيجه تفأل : 1 - ويژگيهاى جناب‌عالى : زحمت‌كش ، پشتكاردار ، خيرخواه ، مادىگرا ، جدّى ، عاشق مالكيت ، دقيق ، پرطاقت ، عاشق فاميل ، عاشق زندگى ، اهل بچه زياد ، پربركت ، راستگو ، اهل معامله ، محتاط ، اصيل ، كاسب مآب ، شوخ ، حرف‌شنو ، اهل حاشا ، زورگو . 2 - خواجه در بيتهاى 1 و 2 و 3 فرمايد : ( زيبا و دلربايى در اين ديار نيست كه مرا مفتون خود سازد اگر اقبال مدد كند از اين شهر رخت سفر بربندم و بروم ) ( محبوبى نيكو و شاد كجاست كه عاشق دل‌سوخته‌اى پيش وى نامى از آرزوى خود بر زبان آورد ) ( اى باغبان بوستان جمال يار زيبا ، از خزان عمر تو را ناآگاه مىيابم ، افسوس كه روزى مىرسد كه گل زيباى حسن تو به تاراج تندباد پاييز مىرود ) جناب‌عالى تفسير كنيد . 3 - از اينكه جناب‌عالى ، انسانى منطقى و اهل حساب و كتاب هستيد ، بسيار خوبست اما عشق و احساس دنيايى ديگر دارد ، شما مىگوييد بايد از جاده منطق و عقل هم استفاده كرد و تماما تابع احساس نشد ولى اين توجيهات جناب‌عالى است چون سخت پايبند اين فكر هستيد . صبر كن تا روسفيد مىگردى زيرا دانه وقتى در آسياب مىافتد تحمل مىكند ، وقتى نان مىگردد در سفره پادشاه و گدا عزيز است . 4 - به زودى ملاقاتى خواهيد داشت كه بسيار مفيد است به شرط آنكه به يكى از مشاهد متبركه برويد و دعا كنيد و سوره مباركه « مريم » از آيه 65 تا آخر را بخوانيد كه گشايش بسيار است . 5 - بيمار شفا مىيابد ، از مسافر خبرى دريافت مىكنيد ، به پدر و مادر توجه داشته باشيد ، مقدمات اجراى اين نيت در حال شكل‌گيرى است پس جاى نگرانى نمىباشد مژده‌اى دريافت مىكنيد و جناب‌عالى يا همسرتان شغلى و موقعيتى نيكو بدست مىآوريد . در رايانه و اينترنت پيامى خوشحال‌كننده مىيابيد .