شمس الدين حافظ

339

ديوان كامل و جامع هديه حافظ ( فارسى )

255 - « عين ولايت » من و انكارِ شراب اين چه حكايت باشد ؟ * غالبا اين قَدَرم عقل و كفايت باشد من كه شبها رَهِ تقوى زده‌ام با دف و چنگ * اين زمان سر به ره آرم ، چه حكايت باشد ؟ زاهد ار راه به رندى نَبَرَد معذورست * عشق كاريست كه موقوفِ هدايت باشد بندهء پيرِ مغانم كه ز جهلم برهاند * پيرِ ما هرچه كند عينِ ولايت باشد تا به غايت ره ميخانه نمىدانستم * ورنه مستورىِ ما تا به چه غايت باشد ؟ زاهد و عُجب و نماز و من و مستى و نياز * تا ترا خود ز ميان با كه عنايت باشد ؟ دوش ازين غصّه نخفتم كه حكيمى مىگفت * حافظ ار مست بُوَد ، جاى شكايت باشد * توضيحات : من و انكار شراب ( من منكر خوردن شراب نمىشوم - استفهام انكارى ) اين چه حكايت باشد ؟ ( اين داستان صحت ندارد ) دف و چنگ ( آلات موسيقى ) ره تقوى زده‌ام ( ترك تقوى كرده‌ام ) سر به ره آرم ( اكنون سر به راه شوم يا به راه تقوى بازگردم ) موقوف ( وابسته ) معذور ( عذر پذيرفته ) كار ( هنر ) هدايت ( ارشاد ، راهنمايى ) مستورى ( پوشيدگى ) تا به غايت ( تا اين زمان ، تا به سرانجام ، تا بىنهايت ) غايت ( حد و اندازه ) عجب ( غرور و تكبر ) عنايت ( لطف و محبت ) دوش ( ديشب ) معنى بيت ( 1 ) ( از من بعيد است كه مستى را انكار كنم و ناخوشايند دانم ، اين داستان صحت ندارد ، احتمالا اين‌قدر عقل دارم كه شراب را انكار نكنم ) معنى بيت ( 7 ) ( ديشب از اين اندوه گلوگير خوابم نبرد زيرا دانشمندى يا دوستى بر مستى و نشاط حافظ ايراد مىگرفت و شكايت داشت ) . * ترجمه : * نتيجه تفأل : 1 - خواجه در بيتهاى 2 و 3 و 4 فرمايد : ( من كه هر شب با آلات موسيقى راهزن تقوى و پارسايى بوده‌ام و مرتكب فسق شده‌ام اين چه حكايت است كه ناگهان سر به راه شوم ، اين سخن صحت ندارد ) ( اگر پارسا معنى وارستگى عاشقانه را در نيابد ، عذرش پذيرفته است زيرا عشق هنرى است كه وابسته ارشاد و راهنمايى حق مىباشد ) ( ارادتمند و نوكر پير ميكده و مرشد معرفت هستم كه مرا از جهل و نادانى و غرور رهايى بخشيد آرى مرشد ما هرگونه رفتارى انجام دهد ، ولايت محض باشد ) . 2 - اين انديشه و نيت سخت شما را به خود مشغول داشته است ، به شما مژده مىدهم كه اگر دقت همگام با علاقه و كوشش و سرعت عمل را همراه سازيد موفقيت را بدست مىآوريد پس به يكى از مشاهد متبركه برويد و دعا كنيد و نذر خود را انجام دهيد كه جاى هيچ‌گونه نگرانى نمىباشد و شما از اين سردرگمى و ناراحتى خارج مىشويد فقط سعى كنيد بر اعصاب خود مسلط باشيد و ديگران را نيز با زخم‌زبان آزار ندهيد . تغذيه شما نامتعادل است ، توجه به آن ، موجب سلامتى بهتر شما مىگردد . 3 - مسافرى در راه داريد كه براى آمدن ترديد دارد ولى بالاخره مىآيد ، اين هفته ملاقات مهمى در پيش داريد پس لازم است براى اين فكر با يكى از اقوام نزديك مشورت كنيد . 4 - سفر را توصيه مىكنم ولى خريدوفروش تفاوتى ندارد ، گمشده پيدا مىشود زيرا يكى از دوستان مىداند . 5 - وسواس را كنار بگذاريد و به پدر و مادر توجه كنيد ، او شما را خيلى دوست دارد ولى علايم دوستى را نمىداند . 6 - روحيات جناب‌عالى : اصيل و دلچسب ، شيرين ، جسور ، نظر بلند روشنفكر ، منطقى ، باهوش ، سطحى ، بامحبت ، باگذشت ، فرشته‌خو ، بىآزار ، رفيق‌دوست ، خيرخواه ، خوش‌بين ، درويش مسلك ، والامقام .