شمس الدين حافظ

331

ديوان كامل و جامع هديه حافظ ( فارسى )

247 - « مهرِ سيه‌چشمان » مرا مِهرِ سيه‌چشمان ز سر بيرون نخواهد شد * قضاىِ آسمان است اين و ديگرگون نخواهد شد رقيب آزارها فرمود و جاى آشتى نگذاشت * مگر آهِ سحرخيزان سوى گردون نخواهد شد ؟ مرا روزِ ازل كارى بجز رندى نفرمودند * هر آن قسمت كه آنجا رفت ، ازان افزون نخواهد شد خدا را محتسب ما را به فريادِ دف و نى بخش * كه سازِ شرع ازين افسانه بىقانون نخواهد شد شرابِ لعل و جاىِ امن و يارِ مهربان ساقى * دلا ، كى بِهْ شود كارت اگر اكنون نخواهد شد ؟ مجالِ من همين باشد كه پنهان ، عشق او ورزم * كنار و بوس و آغوشش چه گويم چون نخواهد شد مشوى ، اى ديده ، نقشِ غم ز لوحِ سينهء حافظ * كه زخمِ تيغِ دلدار است و رنگِ خون نخواهد شد * توضيحات : قضاى آسمان ( فرمان قضا و قدر ، سرنوشت ازلى ، دستور روزگار ) رقيب ( حريف - دشمن ) آزار ( جفا ) آه سحرخيزان ( دود دل عاشقان ) سوى گردون ( به آسمان - به گوش فلك ) ازل ( آغاز - ابتدا ) نفرمودند ( امر نكردند - دستور ندادند ) قسمت ( نصيب - بهره ) محتسب ( مأمور شرع ) ساز شرع ( نظام دين ) دف ( دايره زنگى ) قانون ( نوعى ساز - نظم و قاعده ) چون نخواهد شد ( به سبب آنكه مهيا نخواهد شد ) لوح سينه ( پهنهء - سينه ) دلدار ( محبوب ) رنگ خون نخواهد شد ( رنگ خون از آن بيرون نمىرود ) معنى بيت ( 2 ) ( دشمن بر من ستم روا داشته است و راه سازش و صلح را بسته ، آيا دود دل عاشقان شب‌زنده‌دار به گوش فلك نمىرسد ) معنى بيت ( 7 ) ( اى چشم اشك‌آلود ، مدال عشق را از پهنهء سينه حافظ پاك مكن زيرا اين اثر از ضربه تيغ محبوب است و رنگ آن شستنى و پاك كردنى نيست ) . * ترجمه : * نتيجه تفأل : 1 - ويژگيهاى جناب‌عالى : معصوم ، اصيل ، متنفر از ريا ، جذاب ، اهل دل ، ناكام ، كله‌شق ، عصبانى ، لجباز ، راستگو ، باوجدان ، بىتظاهر ، منطقى ، غمگين ، جذاب ، باوفا ، باانصاف ، نجيب ، بدشانس ، خودخور ، دعوايى ، حق شما ضايع شده ، مهربان و بخشنده . 2 - خواجه در بيتهاى 1 و 3 و 4 به ترتيب فرمايد : ( محبت سيه‌چشمان و زيبارويان از سر من بيرون نخواهد رفت زيرا محبت آنان حكم قضا و قدر آسمانى را دارد و تغييرناپذير است ) ( در روز نخست و ابتدا غير از رندى و عشقبازى چيز ديگرى به من نفرمودند ، پس هر نصيبى كه آن روز مقدر كرده‌اند زياد و كم نمىشود ) ( اى نهىكننده امور شرع براى خشنودى خدا ساز دف و نى را به من ارزانى دار و نواختن و شنيدن آن را بر من عيب مگير كه از قصهء عشق ما كه از آواز دف و نى بلند مىشود سامان دين دچار پريشانى و بىنظمى نمىشود ) جناب‌عالى تفسير كنيد . 3 - چنان در تب‌وتاب اين نيت و عشق او مستغرق هستيد كه گاه مىخواهيد توجه خويش را برداريد ولى باز نمىتوانيد زيرا دل در گرو او نهاده‌ايد و تمام توجه و فعاليت جناب‌عالى متوجه آن است . به جناب‌عالى مژده مىدهم كه به زودى كبوتر اقبال بر بام منزل شما خواهد نشست و كارها بر وفق مراد خواهد شد و نيت جناب‌عالى بدون نگرانى در همين هفته يا ماه حد اكثر عملى مىگردد پس به يكى از مشاهد متبركه برويد و نذر خود را ادا كنيد . 4 - در انجام اين نيت جاى هيچ‌گونه نگرانى نمىباشد ، مسافر شما حال و كارش خوب است ، به زودى مسافرتى در پيش خواهيد داشت ، ازدواج و موفقيت تحصيلى حتمى است ، خريدوفروش و تغيير شغل و مكان را توصيه مىكنم . عزيزم : عشق ، عشق مىآفريند ، عشق زندگى مىبخشد ، زندگى رنج به همراه دارد ، رنج دل‌شوره مىآفريند ، دل‌شوره جرأت مىبخشد ، جرئت ، اعتماد به همراه دارد ، اعتماد ، اميد مىآفريند ، اميد زندگى مىبخشد ، زندگى عشق مىآفريند ، عشق عشق مىآفريند .