شمس الدين حافظ
308
ديوان كامل و جامع هديه حافظ ( فارسى )
224 - « بازى دهر » صوفى نهاد دام و سرِ حقّه باز كرد * بنيادِ مكر ، با فلكِ حقّهباز كرد بازىّ چرخ بشكندش ، بيضه در كلاه * زيرا كه عَرضِ شعبده ، با اهلِ راز كرد ساقى بيا كه شاهدِ رعناى صوفيان * ديگر به جلوه آمد و آغازِ ناز كرد اين مطرب از كجاست كه سازِ عراق ساخت * واهنگِ بازگشت به راهِ حجاز كرد اى دل بيا كه ما به پناه خدا رويم * زانچ آستينِ كوته و دستِ دراز كرد صنعت مكن كه هركه محبّت نه پاك باخت * عشقش به روىِ دل درِ معنى فراز كرد فردا كه پيشگاهِ حقيقت شود ، پديد * شرمنده رهروى كه عمل بر مَجاز كرد اى كبكِ خوشخرام ، كجا مىروى بايست * غرّه مشو كه گربهء عابد نماز كرد حافظ مكن ملامتِ رندان كه در ازل * ما را خدا ز زهدِ ريا بىنياز كرد * توضيحات : صوفى ( پشمينهپوش ) دام نهاد ( نيرنگ كرد ) بيضه در كلاه ( كنايه از رسوا كردن ) شاهد رعنا ( معشوق زيباروى ) اهل راز ( مردان حق ) ساز عراق ( نغمه و آهنگ موسيقى ) حجاز ( ايهام دارد ، آواز - حجاز ) صنعت مكن ( تزوير مكن ) مجاز ( غير حقيقى ) ملامت ( سرزنش ) ازل ( آغاز خلقت ) معنى بيت ( 4 ) ( اين نوازنده از كجا آمده است كه آهنگ در مايهء عراقى را نواخت و پس از آن در دستگاه حجاز زد ) معنى بيت ( 5 ) ( اى دل بشتاب تا از كردار ناروا و گفتار بد كوتهآستينهاى درويش مسلك ، به خدا پناه ببريم و از او كمك بگيريم ) معنى بيت ( 6 ) ( تزوير و ريا مكن ، عشق حقيقى بر روى آنكه در محبت رو راست نيست ، بسته مىشود و او را به عالم معنى راهى نمىباشد ) . * ترجمه : * نتيجه تفأل : 1 - ويژگيهاى روحى جنابعالى عبارتند از : باهوش ، فيلسوف ، شوخ ، حق را به حقدار مىدهد ، شجاع ، با حس ششم قوى ، ركگو ، اهل كشف ، بانمك ، آگاه از جهان ، بااراده ، باشرف ، باوجدان ، باسليقه ، مشاور عالى ، كمياب ، مخترع ، باطندار ، برندهء نهايى ، امين ، ولخرج ، اهل گردش . 2 - از مردم رياكار و افيونى دورى كنيد كه به شما ضربه خواهند زد و سعى كنيد حرف و عمل شما يكى باشد تا شما را به دورويى متهم نكنند ، ديگران ارزش واقعى شما را نمىشناسد و شما را به عدم صداقت و حرافى و دورويى متهم مىكنند و مىگويند كارهايش ظاهرسازى است درحالىكه جنابعالى قدرى در كارها غلو و مبالغه روا مىداريد و گرنه قلبى پاك و مهربان داريد . 3 - اين نيت با فعاليت بيشتر ، صبر و حوصله همراه با سرعت عمل و دقت ، حتما عملى خواهد بود و گرنه طرف مقابل دست به حيله و نيرنگ خواهد زد ، پس شما بايد مواظب ساير رقبا و حريفان باشيد كه در كمين هستند . 4 - از گفتن حقيقت نهراسيد و در مقابل حقيقت خاضع و شاكر باشيد و بر خدا توكل كنيد البته خواجه در بيتهاى 1 و 2 و 3 به ترتيب فرمايد : ( پشمينهپوش نيرنگباز دام در راه خلق خدا گسترد و حقهء شعبدهبازى خود را باز كرد و با چرخ مكار ، حيلهگرى و ريا را آغاز كرد ) ( نيرنگ فلك ، درويش را رسوا كرد زيرا او بر عارفان رازدار ، سحر و افسون عرضه كرد ) ( اى ساقى شتاب كن كه زيباى موزون قامت بزم درويشان عشرتپرست بار ديگر نمايان شد و غمزه را آغاز كرد ) . 5 - رنگ سفيد عاجى را برايتان پيشنهاد مىكنم كه شما را شفافتر و باطراوت و گيرا و سرزندهتر خواهد ساخت و با خونگرمى ويژهاى كه داريد ، محبوب همگان خواهيد شد و كليد احساسات و عواطف مىگرديد . عزيزم : ترديدها و ترسهاى انسان ، بدترين دشمنان اويند . » پس هراس به دل راه ندهيد ، مصممانه و هوشيارانه اقدام كنيد ، خدا با شماست .