شمس الدين حافظ

309

ديوان كامل و جامع هديه حافظ ( فارسى )

225 - « طاير دولت » طايرِ دولت اگر باز گذارى بكند * يار بازآيد و با وصل قرار بكند ديده را دستگهِ دُرّ و گهر گرچه نمانْد * بخورد خونى و تدبيرِ نثارى بكند دوش گفتم : بكند لعلِ لبش چارهء من * هاتفِ غيب ندا داد كه آرى بكند كس نيارد بَرِ او دم زدن از قصّهء ما * مگرش بادِ صبا گوش‌گذارى بكند داده‌ام بازِ نظر را به تَذَروى پرواز * بازخواند مگرش نقش و شكارى بكند كو كريمى كه ز بزمِ طربش غم‌زده‌اى * جرعه‌اى دركشد و دفعِ خمارى بكند شهر خاليست ز عشّاق بُوَد كز طرفى * مردى از خويش برون آيد و كارى بكند يا وفا يا خبرِ وصل تو يا مرگِ رقيب * بازى چرخ ازين يك‌دو سه كارى بكند حافظا گر نروى از دَرِ او هم روزى * گذرى بر سرت از گوشه كنارى بكند * توضيحات : طاير دولت ( پرندهء اقبال ، هماى سعادت ) گذار ( گذر - عبور ) قرارى بكند ( پيمانى ببندد ) ديده ( چشم ) دستگه ( مخفف دستگاه ، قدرت ، استطاعت ) درّ و گهر ( جواهر - سنگ قيمتى ) تدبير ( چاره ، سرشك خونين ) هاتف ( آوازدهندهء غيبى ) ندا ( آواز ) نيارد ( نمىتواند ) گوش‌گذار ( رساندن پيام ) تذرو ( قرقاول ) باز نظر ( شاهين ديده و ديدگان ) بزم ( شادى ) مرد ( پهلوان ، مردانه ) يا ( ربط مزدوج ) بود ( باشد كه ، ادات تمنا ) معنى بيت ( 1 ) ( پرنده اقبال اگر دوباره از اينجا عبور كند و باز گذرى بر ما بكند محبوبم برمىگردد و پيمان وصال مىبندد ) معنى بيت ( 2 ) ( اگرچه از شدت گريه و زارى ، آب چشم من تمام شد و چشم ، استطاعت نثار كردن جواهر را ندارد ولى خون دل مىخورد و سرشك خونين نثار يار مىكند ) . * ترجمه : * نتيجه تفأل : 1 - خواجه در بيتهاى 3 و 4 و 5 فرمايد : ( ديشب با خود گفتم ، كاش لب لعلش به آرزوى دلم برسد و تدبيرى در آن باشد ، آوازدهنده غيب صدا در داد كه آرى ، چنين خواهد شد ) ( كسى نمىتواند در نزد محبوب از ما سخنى بگويد مگر باد بهارى كه پيام ما را برساند ) ( شاهين چشم را به يك قرقاول پرواز دادم ، باشد كه آن قرقاول پرواز شاهين را تعليم دهد كه شكارى بكند ) . جناب‌عالى توجه فرمائيد . 2 - متأسفانه زمان را از دست دادى ولى باقى مانده آن را درياب كه طالع جناب‌عالى در برج سعد مىباشد و بسيار نيكوست و اين نيت قابل اجراست اما هنوز كاملا مقدمات آن فراهم نشده ولى ابدا جاى نگرانى نمىباشد و همان‌طورى كه ميل داريد ، انجام خواهد گرفت ولى مواظب باش ، شاهين اقبال را كه بر بام جناب‌عالى نشسته ، به پرواز درنياورى ، پس به يكى از مشاهد متبركه برويد و نذر خود را ادا كنيد و دكتر عطارى كرمانى را هم دعا كنيد كه نيت شما حتما انجام مىگيرد . 3 - مسافر حالش خوبست و اوضاع او در حال شكل‌گيرى مىباشد ، مسافرتى موفقيت‌آميز در پيش داريد ، ديگران حسرت زندگى شما را مىخورند پس كانون گرم خانوادگيتان را گرمتر نگه داريد ، خريدوفروش عالى است و تغيير مكان و شغل با موفقيت انجام مىشود ، 5 فرزند در طالع داريد ، به پدر و مادر احترام بگذاريد و برايشان نذر بدهيد . 4 - ويژگيهاى جناب‌عالى عبارتند از : بىدقت ، شيرين‌بيان ، بذله‌گو ، شوخ ، بانمك ، ساده ، فراموشكار ، دهن‌لق ، بهترين مراقب ، گاهى بىبندوبار ، رك‌گو ، ولخرج ، زودجوش ، سخاوتمند ، باوجدان ، خوش‌بين ، موافق ، بىهدف گاه با هدف ، قابل اعتماد ، لوس و نازنازى .