شمس الدين حافظ
273
ديوان كامل و جامع هديه حافظ ( فارسى )
189 - « ابروى تو » دوش در حلقهء ما ، قصّهء گيسوىِ تو بود * تا دلِ شب ، سخن از سلسلهء موى تو بُود دل كه از ناوَكِ مژگانِ تو ، در خون مىگشت * باز مشتاقِ كمانخانهء ابروى تو بود هم عفا اللّه صبا كز تو پيامى مىداد * ورنه در كس نرسيديم كه از كوى تو بود عالم از شور و شر عشق ، خبر هيچ نداشت * فتنهانگيزِ جهان ، غمزهء جادوى تو بود من سرگشته هم از اهلِ سلامت بودم * دام را هم ، شكنِ طُرّهء هندوى تو بود بگشا بندِ قبا ، تا بگشايد دلِ من * كه گشادى كه مرا بود ز پهلوى تو بود به وفاى تو كه بر تربتِ حافظ بگذر * كز جهان مىشد و در آرزوى روى تو بود * توضيحات : دل شب ( ميانه شب ، نصف شب ) دوش ( ديشب ) حلقهء ما ( مجلس و محفل ما ) سلسله موى ( زنجير گيسوى يار ) ناوك مژگان ( تير مژه ) كمانخانه ( ابروى يار ) در خون مىگشت ( در خون مىغلتيد ) عفا اللّه ( عفا - فعل ماضى مفرد غايب از « عفو » - بخشودن ) ( خداوند ببخشايد ) طره هندو ( زلف ) ورنه ( و اگرنه ) شور و شر عشق ( غوغاى عشق ) غمزهء جادوى تو ( كرشمه و ناز چشم افسونگر يار ) سرگشته ( سرگردان ) پهلو ( كنار ) گشادى ( شادى ، رهايى ) مىشد ( مىرفت ) به وفاى تو ( براى وفادارى تو ) تربت ( قبر ) معنى بيت ( 1 ) ( ديشب در مجلس ما داستان گيسوى تو بود و اين سخن تا نيمههاى شب ادامه داشت ) . * ترجمه : * نتيجه تفأل : 1 - خواجه در بيتهاى دوم و سوم و چهارم و پنجم دربارهء نيت جنابعالى به ترتيب يادآور مىشود : ( دل من كه از پيكان تير مژگان تو در خون مىغلتد ، با اين همه ، آرزومند ديدار ابروى كمانى تو بود ) ( خداوند نسيم بهارى را ببخشايد كه با محبت پيامى از تو با خود آورد و گرنه با كسى كه از سرزمين و خانه تو بيايد ، ديدار نكردم ) ( جهان از غوغاى عاشقى آگاهى نداشت ، ناز و غمزه چشم افسونگر تو جهان را در بلايى شگفت افكند ) ( من كه حيران عشق هستم ، روزى آسودهدل و ايمن بودم ولى چين و شكن زلف سياه تو دام راه من شد و در نتيجه به بلاى عشق گرفتار شدم ) . 2 - ويژگيهاى روحى شما عبارتست از : مرموز ، بااراده ، ثروتدوست ، موفق ، زيرك ، ناقلا ، هنرمند ، نابغه ، قوى ، انتقامجو ، افسونگر ، متكبر ، سياستمدار ، پرتوقع ، افراطى ، طناز ، شيطان ، فريبنده ، حيلهگر ، خوددار ، ولخرج . 3 - به اين نيت توجه كامل و كافى دارى ، بايد بدانى كه خواجه شما را راهنمايى كرد . با حوصله و صبر اقدام كنيد زيرا ارزش واقعى خود را به دست بىرحم هوس ندهيد ، بگذاريد او اقدام كند ، اين نيت با توكل بر خداوند و رفتن به يكى از مشاهد متبركه و زيارت و دعا عملى مىشود تا او به راه بيايد و اصلاح شود و شما نيز براى پيروزى از هوش ، دقت ، سرعت عمل ، تلاش دست برنداريد . 4 - از مسافر خبرهاى خوش مىرسد ، ازدواج عملى است و طلاق هم مقدماتش فراهم مىباشد ، خريدوفروش تفاوتى ندارد ، تغيير شغل و مكان و مقام عملى است ، در اينباره بجاى ترديد و فكر ، بايد عاقلانه و زيركانه عمل كنيد و راز دل خود را به كسى نگوييد . 5 - از رنگ سرخابى استفاده كنيد كه رأفت و مراعات و ملايمت و عاطفهگرايى و عشق را در شما تقويت مىكند و حس همكارى و اشتياق - كه ويژهء جنابعالى است - ايجاد مىكند .