شمس الدين حافظ
269
ديوان كامل و جامع هديه حافظ ( فارسى )
185 - « در قناعت كوش » دمى ، با غم بسربردن ، جهان يكسر نمىارزد * به مى به فروش دَلقِ ما ، كزين بهتر نمىارزد به كوىِ مىفروشانش ، به جامى برنمىگيرند * زهى سجّادهء تقوى ، كه يك ساغر نمىارزد رقيبم سرزنشها كرد كز اين باب رخ برتاب * چه افتاد اين سرِ ما را كه خاك دَر نمىارزد شكوهِ تاجِ سلطانى كه بيمِ جان در آن درج است * كلاهى دلكش است ، اما به تركِ سر نمىارزد چه آسان مىنمود اوّل ، غمِ دريا به بوى سود * غلط گفتم : كه اين طوفان ، به صد گوهر نمىارزد تو را آن بِهْ كه روىِ خود ، ز مشتاقان بپوشانى * كه شادىّ جهانگيرى ، غمِ لشكر نمىارزد چو حافظ در قناعت كوش و از دنياى دون بگذر * كه يك جو منّتِ دونان ، به صد من زر نمىارزد * توضيحات : دمى ( يك نفس - يك لحظه ) نمىارزد ( ارزش ندارد ) دلق ( خرقه درويش ) زهى ( عجب - شگفت ) ساغر ( قدح باده ) رقيب ( دشمن - ملازم - نگهبان ) چه افتاد ( چه پيش آمده ) خاك در نمىارزد ( سر ما ارزش خاك درگاه او را ندارد ) درج ( مندرج ) معنى بيت ( 1 ) ( يكنفس با غم بهسر بردن به سلطنت تمام جهان نمىارزد پس حالا كه اينطور است براى بيرون رفتن غم از دل ما خرقه ما را به مى به فروش كه بيش از اين بهايى ندارد ) معنى بيت ( 3 ) ( ملازم و نگهبان آستان دوست مرا ملامت كرد كه از اين درگاه روى بردار ، آيا چه پيش آمده است كه سرما ارزش خاك اين درگاه را ندارد ) معنى بيت ( 5 ) ( ترس از دريا به اميد سود بردن بسيار سهل مىنمود ولى گويى اشتباه بود زيرا ارزش يافتن صد گوهر ، بار رنج طوفان برابرى ندارد ) . * ترجمه : * نتيجه تفأل : 1 - اندوه و رنج فراوان تحمل كردهاى و اينك افسوس بر آمال و آرزوها و تلاشهاى گذشته مىخورى ، اشكال ندارد ، ماهى را هر وقت از آب بگيرى تازه است ، گذشته را كلا رها كن و انديشه را پاك كن ، طوفانى در زندگى شما پديدار شد ، اينك در حال فروكش مىباشد ، قناعت را پيشه كن و بر خداى عز و جل توكل كن كه به مرادت مىرسى . 2 - خواجه در بيتهاى ششم و هفتم فرمايد : ( بهتر است كه چهره از عاشقان خود پنهان دارى ، چه مسرت تسخير ملك دلها با رنج غمخوارى سپاه دلدادگان برابر نتواند بود ) ( مانند حافظ به قناعت كوش و دنياى پست را ترك كن زيرا يك جو منت فرومايگان به صد من طلا نمىارزد ) تو خود حديث مفصل بخوان از اين معنى . 3 - ويژگيهاى روحى جنابعالى عبارتست از : اصيل ، خوابآلود ، دوستدار استراحت ، گاهى بىعار ، عدم علاقه به كار ديگران ، اهل خانه ، پرحرف ، گاهى سطحىنگر ، رؤيايى ، دقيق ، پشتكاردار ، رفيقدوست ، بدون خطر ، نازپرورده ، محتاط ، خوددار ، متين ، خسيس ، عاشق زندگى خوب ، راحتطلب ، ايرادگير ، وسواسى . 4 - مسافرت بهترين تسكين شماست ، بيمارى شفا مىيابد ، در زندگى جنابعالى تحول اساسى روى مىدهد ، همين هفته به يكى از مشاهد متبركه برو نذر خود را ادا كن ، خريدوفروش تفاوتى ندارد ، طلاق عملى است ولى براى ازدواج مقدمات آن فراهم نمىباشد ، از مسافر خبر و هديه مىرسد ، سوره مباركه « الواقعه » از آيه 70 تا آخرش را بخوان تا بيمار سرطانى خانواده شما بهبودش سريع شود زيرا خطر از او رفع شده است و ازدواج و خريد و موفقيت تحصيلى و علمى و تغيير شغل عملى گردد . نگرانى شما موردى ندارد و ناشى از عدم اتكاى به نفس جنابعالى مىباشد .