شمس الدين حافظ

261

ديوان كامل و جامع هديه حافظ ( فارسى )

177 - « دامن دوست » دست ، در حلقهء آن زلفِ دوتا نتوان كرد * تكيه بر عهدِ تو و بادِ صبا نتوان كرد آنچه سعى است من ، اندر طلبت بنمايم * اين قَدَر هست كه تغييرِ قضا نتوان كرد دامنِ دوست ، به صد خونِ دل افتاد به دست * به فسوسى كه كند خصم ، رها نتوان كرد عارضش را به مثل ، ماهِ فَلك نتوان گفت * نسبتِ يار ، به هر بىسروپا نتوان كرد سرو بالاىِ من آنگه كه درآيد به سماع * چه محل ، جامهء جان را كه قبا نتوان كرد ؟ مشكل عشق ، نه در حوصلهء دانش ماست * حلِّ اين نكته ، بدين فكرِ خطا نتوان كرد من چه گويم كه تو را نازكى طبع لطيف * تا به حدّيست كه آهسته دعا نتوان كرد نظرِ پاك ، تواند رخِ جانان ديدن * كه در آئينه ، نظر جز به صفا نتوان كرد غيرتم كُشت كه محبوبِ جهانى ليكن * روز و شب عربده با خلق خدا نتوان كرد بجز ابروىِ تو ، محرابِ دل حافظ نيست * طاعتِ غير تو ، در مذهبِ ما نتوان كرد * توضيحات : زلف دوتا ( گيسوى يار ) طلب ( وصال ) فسوس ( مسخرگى ، فريب ) خصم ( دشمن ) عارض ( چهره ) سماع ( وجد و حال صوفيانه ) معنى بيت ( 5 ) ( وقتى كه محبوب سرو قامتم ، دست‌افشانى و پايكوبى مىكند پيراهن جان ، چه ارزشى دارد كه آن را از وجد صوفيانه پاره‌پاره كنم ) معنى بيت ( 6 ) ( مشكل و معماى عشق از وسعت دايره عمل محدود و ناتوان ما خارج است پس اين مشكل با انديشهء ناقص ما امكان‌پذير نمىباشد ) معنى بيت ( 9 ) ( حسد عاشقانه ، مرا از بين برد و كشت زيرا كل جهان تو را دوست دارند اما چه كنم روز و شب براى خاموش كردن آتش غيرت عشق خود نمىتوانم با همه آفريدگان جنگ كنم ) . * ترجمه : * نتيجه تفأل : 1 - خواجه در بيتهاى هفتم و دهم به جناب‌عالى به ترتيب مىگويد : ( سخنى بر زبان نمىآورم زيرا لطافت سرشت نازك تو چنان است كه تحمل شنيدن دعاى آهسته مرا ندارى تا چه رسد به سرگذشت من ) ( قبلهء دل حافظ تنها محراب ابروى هلالى توست ، در آئين ما عاشقان به كارى جز پرستش محبوب نشايد پرداخت ) تو خود حديث مفصل بخوان از اين دو معنى . 2 - او به عهد و وفاى خود زياد پايبند نيست ولى جناب‌عالى براى ديدن او انتظار مىكشيد ، حل اين معما با انديشه و كوشش همراه با دقت سرعت و مساعدت از شخص آگاه و دانشمندى قابل حل مىباشد . 3 - بىجهت خود را به اين انديشه مشغول ساخته‌ايد در حالى كه هر كارى راهى و روشى دارد كه بايد با دقت انجام گيرد . 4 - ويژگيهاى روحى جناب‌عالى عبارتست از : قدرت‌طلب ، عاشق بزرگان و افراد معروف ، استثنايى ، برندهء لجبازى ، باايمان ، افراطى ، مغرور ، بااراده ، پرهيزگار ، سخاوتمند ، پرطاقت ، تندخو ، خشن ، به موقع نرم و لطيف ، ناكام ، پرجنب‌وجوش ، كم‌حوصله ، لجوج ، عاشق خانواده . 5 - مسافرت را توصيه مىكنم ، مسافر حالش خوبست ، هديه‌اى مىفرستد ، به زودى به مسافرت خواهى رفت ، به يكى از مشاهد متبركه برو ، نذر خود را ادا كن ، 4 فرزند خواهى داشت ، خريدوفروش تفاوتى ندارد ، مقدمات طلاق و ازدواج فراهم نمىباشد . 6 - تحول و دگرگونى اساسى در زندگى شما حاصل مىشود و وضع بهترى خواهيد داشت ، پس جاى نگرانى نمىباشد .