شمس الدين حافظ

254

ديوان كامل و جامع هديه حافظ ( فارسى )

170 - « پرتو حُسنت » در ازل پرتوِ حسنت ، ز تجلّى دم زد * عشق پيدا شد و آتش به همه عالم زد جلوه‌اى كرد رُخَت ، ديد مَلَك ، عشق نداشت * عينِ آتش شد ازين غيرت و بر آدم زد عقل مىخواست ، كزان شعله چراغ افروزد * برقِ غيرت بدرخشيد و جهان برهم‌زد مدّعى خواست كه آيد به تماشاگهِ راز * دستِ غيب آمد و بر سينهء نامحرم زد ديگران قرعهء قسمت همه بر عيش زدند * دل غم‌ديدهء ما بُود كه هم بر غم زد جانِ علوى ، هوسِ چاهِ زنخدانِ تو داشت * دست در حلقهء آن زلفِ خَم اندر خَم زد حافظ آن روز طرب‌نامهء عشقِ تو نوشت * كه قلم ، برِ سرِ اسبابِ دلِ خرّم زد * توضيحات : در ازل ( در آغاز ) پرتو حسن ( فروغ خوبى ) ملك ( فرشته - شيطان ، ابليس ) عشق نداشت ( در فطرت شيطان عشق نبود ) غيرت ( شدت حسد ) بر آدم زد ( انسان را گمراه مىكند . تلميح به آيه 16 سوره اعراف ) علوى ( بلندى ) مدعى ( دشمن ) طرب‌نامهء عشق ( نامه شادىفزاى عشق ) معنى بيت ( 1 ) ( در روز اول و آغاز ، نور حسن تو اى محبوب ابدى قصد ظهور و جلوه‌گرى كرد ، از اين ظهور جمال عشق پديد آمد چون عشق زادهء زيبايى است ، تمام گيتى را در شور و غوغا قرار داد و همه را به آتش عشق تو گرفتار كرد ) معنى بيت ( 2 ) ( جمال تو ظاهر شد ، شيطان ديد چون در سرشتش عشق نيست تا تو را عاشقانه بپرستد از شدت حسادت مانند آتش سوزان گرديد و از راه عصيان و ريا بر دل آرام زد و به گمراه كردنش پرداخت ) . * ترجمه : * نتيجهء تفأل : 1 - خواجه در بيت سوم و چهارم و پنجم به ترتيب مىفرمايد : ( عقل مصلحت‌انديش مىخواست كه از نور خداوندى ، چراغ خود را روشنى بخشد و سود ببرد اما آتش حسد تابان گرديد و شورى بپاكرد و جهان دگرگون شد ) ( عقل مصلحت‌انديش به ادعاى رقابت با عشق ، خواست در برابر رموز عالم غيب قدم گذارد ، دست نهان حق نمايان شد و بر سينهء عقل كه نمىتوانست رازدار غيب باشد ، كوفت و او را دور كرد ) ( جز دل محنت‌كشيدهء ما كه غم عشق را برگزيده و در صف عاشقان بلاكش درآمد ، ديگران بهرهء مطلوب خود را در زندگى خوش و آسوده جستند ، پس تمام دردمندان جهان عاشقان وارسته‌اند ) تو خود حديث مفصل بخوان از اين سه معنى درباره نيت خود . 2 - از دوستان حسودى كه مىخواهند به شما ضربه بزنند و از راه محبت وارد مىشوند برحذر باش كه به زندگى شما رشك مىبرند ولى بدانكه از آنان كارى ساخته نمىباشد ، پس با توكل به خدا و خواندن سوره مباركه « اعراف » از آيه 1 تا 30 اقدام كن . 3 - از ناراحتى و اندوه به زودى خارج خواهيد شد و شاهد موفقيت را در آغوش خواهيد گرفت . 4 - خواجه در بيتهاى ششم و هفتم به ترتيب مىفرمايد : ( روح قدسى و پاك مىخواست چاه زنخدان و چانه شما را ببيند و خواستار وصال تو بود ، پس در گيسوى تو چنگ زد از جهان بالا به جهان ما آمد ) ( آن زمان حافظنامه شادىفزاى عشق را براى تو نوشت كه بر سروسامان و شادى يكسره قلم كشيد و فراموش كرد و به غم عشق تو دل خوش كرد و از تمام خوشىها دست برداشت و تنها عشق تو را طالب گرديد ) . ويژگيهاى روحى جناب‌عالى : سركش و مغرور ، قدرت‌طلب ، بااراده ، تندخو ، كله‌شق ، هميشه برنده ، گستاخ و جسور ، رك‌گو ، قوى و پرانرژى ، حادثه‌طلب و حادثه‌جو ، فناناپذيرخواه ، پرجوش و خروش ، فرمان‌دهنده ، سالم ، جدى ، مصمم و آتشين مزاج .