شمس الدين حافظ

240

ديوان كامل و جامع هديه حافظ ( فارسى )

156 - « هلال ابروى يار » جهان بر ابروى عيد ، از هلال وسمه كشيد * هلال عيد ، در ابروى يار بايد ديد شكسته گشت چو پشت هلال ، قامت من * كمان ابروى يارم كه بارِ وسمه كشيد مگر نسيم تنت صبح در چمن بگذشت * كه گل ببوى تو بر تن چو صبح جامه دريد نبود چنگ و رَباب و گل و نبيد كه بود * گل وجود من آغشتهء گلاب و نبيد بيا كه با تو بگويم غم و ملامت دل * چرا كه بىتو ندارم ، مجال گفت و شنيد بهاى وصل تو گر جان بُوَد خريدارم * كه جنس خوب ، مبصّر به هرچه ديد خريد چو ماهِ روى تو در شام زلف مىديدم * شبم به روى تو روشن چو روز مىگرديد به لب رسيد مرا جان و برنيامد كام * بسررسيد اميد و طلب بسر نرسيد ز شوق روى تو حافظ نوشت حرفى چند * بخوان تو نظمش و در گوش كن چو مرواريد * توضيحات : معنى بيت ( 1 ) ( هلال عيد هويدا گشت و ديده شد ، بمحض اينكه هلال عيد ديده شد ، بايد به ابروى محبوب نگاه كرد ) معنى بيت ( 4 ) ( چنگ و رباب و گل و نبيد در دنيا نبوده ولى من بودم ، اما طينت و سرشت من در ازل با گلاب و باده مخمر شده است ) معنى بيت ( 9 ) ( از شوق روى تو ، حافظ چند حرف نوشت : حالا آن حرفهاى منظوم را بخوان و چون مرواريد در گوش كن ) . * ترجمه : * نتيجهء تفأل : 1 - آن يار و محبوب نيز چون شما ، بسيار نگران و آشفته است ، پس بايد بدانى كه عشق راهى پرخطر دارد ولى رنج و ناراحتى آن بىنهايت شيرين و دلپذير است به همين جهت عشق قيل‌وقال ندارد ، بلكه حال و معانى و شور دارد . 2 - با صبر و شكيبايى مىتوانى شاهد مقصود را در آغوش گيرى و با توكل بر خداوند بر پله‌هاى پيروزى پا گذارى ، اما اگر بيش از اندازه وسواس و ترديد داشته باشى ، موفق نخواهى شد ، بنابراين نبايد حوصله را از دست بدهى بلكه با بالهاى اميد خود را در سرزمين مقصود آماده سفر سازى . 3 - اين نيت پسنديده است و شما انسانى مهربان ولى زود رنج هستيد كه با زخم‌زبان ، ديگران را آزار مىدهيد ، سعى كنيد « گاو نه من شيرده » نباشيد بلكه به همه عشق بورزيد به ويژه به همسر مهربان و پدر و مادر عزيز محبت داشته باشيد . 4 - سفر كرده مىآيد و سفرى در پيش داريد ، سودى بدست مىآوريد و مقامى در نظر داريد ، خريدوفروش هردو خوب است اما مواظب حيلهء ديگران باشيد و آگاه باش : تقليد مرگ خلاقيت است . 5 - مدتها در انتظار تغيير شغل يا مكان مىباشيد ، تا دو ماه ديگر گشايش پيش مىآيد و آنگاه اقدام كنيد چون بدون مطالعه ضرر خواهيد كرد . 6 - سختگيرى بىجهت موجب آزار ديگران مىشود ، پس قدرى مهربان و باگذشت باشيد تا خود و ديگران راحت زندگى كنيد ، شما آينده‌اى بسيار درخشان و روشن در پيش داريد . 7 - خواجه در بيت‌هاى 3 - 5 - 6 به ترتيب فرمايد : ( مانند نسيم هنگام صبح از چمن گذشت كه گل به سبب بوى تو چون صبح جامه پاره كرد و باز شد ) ( بيا غم و غصهء دل را به تو بگويم ، زيرا تو كه نباشى مجال گفت و شنيد ندارم ) ( اگر بهاى ديدار تو جان من باد ، من اين متاع ناقابل را تقديم مىكنم زيرا وصال تو باارزش‌تر از جان من است ) خود تفسير كنيد .