شمس الدين حافظ
241
ديوان كامل و جامع هديه حافظ ( فارسى )
157 - « آفتاب مِى » چو آفتابِ مِى ، از مشرقِ پياله برآيد * ز باغِ عارضِ ساقى ، هزار لاله برآيد نسيم در سرِ گُل بشكند ، كُلالهء سنبل * چو از ميانِ چمن ، بوىِ آن كلاله برآيد حكايتِ شبِ هجران نَه آن شكايتِ حال است * كه شمّهاى ز بيانش به صد رساله برآيد ز گِرْدخوانِ نگونِ فلك طمع نتوان داشت * كه بىملالتِ صد غصّه يك نَواله برآيد گرت چو نوحِ نبى صبر هست ، در غمِ طوفان * بلا بگردد و كامِ هزارساله برآيد به سعىِ خود نتوان برد ، پى به گوهر مقصود * خيال بُوَد كه اين كار ، بىحواله برآيد نسيمِ وصلِ تو گر بگذرد ، به تربتِ حافظ * ز خاكِ كالبدش ، صدهزار لاله برآيد * توضيحات : معنى بيت ( 1 ) ( چون آفتاب مى ساغر بردمد از پرتو مى در گلزار چهرهء ساقى هزاران لاله سرخ خواهد روييد ) معنى بيت ( 2 ) ( همينكه از ميان گلزار بوى خوش زلف مجعد معشوق برخيزد ، باد بهارى گيسوى سنبل را براى كوچك شمردن بر فرق گل مىكوبد كه شما شايسته نيستيد تا در برابر زلف يار جلوهفروشى كنيد ) معنى بيت ( 4 ) ( اميد و آرزو نتوان داشت ، از سفرهء واژگون و دايرهاى شكل چرخ روزگار كه بىرنج ، صد اندوه را بدون سرزنش به صورت يك لقمه نصيب انسان مىكند ) . * ترجمه : * نتيجهء تفأل : 1 - بلايى سخت از خانوادهء شما دور شده پس به شكرانهء اين نعمت نذرى بده و به يكى از مشاهد متبركه برو و دعايى كن . 2 - اين نيت با صبر و حوصله عملى است و جاى هيچگونه نگرانى نمىباشد زيرا ترديد و دودلى رنج فراوان دارد . 3 - جنابعالى به مرادتان حتما خواهيد رسيد به شرط آنكه وقتشناسى ، دقت ، سرعت عمل را از دست ندهيد . يك ضرب المثل چينى مىگويد : « كسى كه منتظر است سفرهاى آماده در برابرش گسترده شود بايد مدتهاى مديد منتظر بماند » . 4 - خواجه در بيت پنجم فرمايد : ( اگر مانند حضرت نوح پيامبر در اندرون طوفان جهانگير ، شكيبايى كنى ، بلا و محنت سپرى شود و دفع گردد و به مرادى كه هزار سال در انتظار رسيدن آن بودى ، دست مىيابى ) تو خود حديث مفصل بخوان از اين معنى . 5 - جاى نگرانى نيست ، به مرادت مىرسى ، پدر و مادر را احترام كن و نصيحت يكى از نزديكان را بپذير و نذر خود را ادا كن و اينجانب را نيز دعا كن . 6 - جنابعالى داراى روحيهاى : خيرخواه ، رفيقدوست ، تنبل در بعضى كارها ، حساس و رؤيايى ، پرمحبت ، فداكار ، افراطى ، سازشكار ، پرحرف ، مهربان ، صلحجو ، مدافع خانواده ، صبور ، مؤدب و متين ، زورگو ، دمدمى ، زودرنج ، عصبانى ، گاهى خوشاخلاق هستيد كه گاهى از سر سوزن وارد مىشوى ولى از در درواز وارد نمىشوى . 7 - بيمار شفا مىيابد ، قرض ادا مىشود ، تغييراتى كه مىخواهيد انجام مىگيرد ، مسافر حالش خوب است . 8 - حافظ در بيتهاى 3 - 6 - 7 به ترتيب فرمايد : ( داستان شب فراق و دورى در هيچ رسالهاى نمىگنجد كه شرح داده شود ) ( آدمى نمىتواند تنها با كوشش ، مدعى رسيدن به مقصود باشد ، من خيال مىكردم هر كارى بدون تقدير خداوندى انجام مىگيرد ولى ميسر نشد پس تمام امور بستگى به حكم قضا و قدرند و آنگاه تلاش مؤثر است ) ( اگر باد و نسيم لطف تو به تربت و خاك حافظ هم بگذرد از خاك جسم او صدهزار ناله بلند مىشود ) خود تفسير كنيد .