شمس الدين حافظ
232
ديوان كامل و جامع هديه حافظ ( فارسى )
148 - « عشق جوانى » پيرانهسرم عشقِ جوانى به سر افتاد * وان راز كه در دل بنهفتم بدر افتاد از راهِ نظر ، مرغِ دلم گشت هواگير * اى ديده ، نگه كن كه به دامِ كه درافتاد دردا كه از آن آهوىِ مشكين سيهچشم * چون نافه ، بسى خونِ دلم در جگر افتاد از رهگذرِ خاك سر كوى شما بُود * هر نافه كه در دستِ نسيمِ سحر افتاد مژگانِ تو تا تيغِ جهانگير برآورد * بس كُشتهء دلزنده كه بر يكدگر افتاد بس تجربه كرديم ، درين ديرِ مكافات * با دُردكشان هركه درافتاد برافتاد گر جان بدهد ، سنگِ سيه ، لعل نگردد * با طينتِ اصلى چه كند ، بدگهر افتاد حافظ كه سرِ زلفِ بتان دستكشش بُود * بس طُرفه حريفيست كش اكنون به سَر افتاد * توضيحات : پيرانهسر ( سر پيرى - هنگام پيرى - قيد زمان ) عشق جوانى ( عشق سوزان روزگار جوانى ) نهفته ( پنهان ) هواگير ( گرفتار عشق ) كه دوم ( در بيت دوم ، چه كسى - ضمير مبهم ) نافه ( بوى معطر آهوى ختن ) رهگذر ( در راه ) دست نسيم ( دست باد ) دير مكافات ( سراى پاداش ) طينت ( سرشت - نهاد ) دستكش ( دستخوش ) دردكشان ( بادهنوشان قديمى ) طرفه حريف ( عجب حريفى است ) معنى بيت ( 1 ) ( در زمان پيرى و ناتوانى عشق سوزان ايام جوانى به سرم زده و رازى كه يك عمر پنهان كرده بودم ، آشكار گرديد ) معنى بيت ( 2 ) ( با يك نگاه ، پرندهء دلم گرفتار عشق شد ، اى چشم ملاحظه كن كه دل من ، پايبند چه معشوق ستمگرى گرديد ) . * ترجمه : * نتيجهء تفأل : 1 - گويا فكر مىكنى كه بر سر دو راهى قرار گرفتهاى و نظر خوبى ندارى ، بايد بدانى كه ترديد عامل شكست مىباشد ، پس فورى تصميم بگير و يكى را انتخاب كن و بادقت ، سرعت عمل ، وقتشناسى و علاقه اقدام كن . به قول كنفوسيوس « سفر هزاران كيلومترى با يك گام آغاز مىشود . » 2 - يكى به شما خيانت كرده تا آخر همين ماه سزا و صدمهاش را شديدا خواهد ديد پس او را به خدا واگذار كن . 3 - خواجه در بيت پنجم و ششم به ترتيب فرمايد : ( همينكه مژگان تو خنجر براى تصاحب جهان عشق كشيد از كشتگان تيغ تو كه با نثار جان زندگى ابدى يافتهاند ، كشتهها پديد آمد ) يا ( بارها تجربه كرديم كه در اين دنيا كه خانهء پاداش و جزاست هركسى كه با بادهنوشان عشق كهن به مخالفت برخيزد و مبارزه كند ، از ريشه كنده مىشود ) تو از اين دو معنى چه فهميدهاى ؟ ! 4 - اگر او را رها كنى ، چيزى از دست نمىدهى بلكه در همين ماه ملاقاتى در پيش خواهى داشت كه بسيار نافع است . 5 - بگذار ديگران هرچه مىخواهند بگويند ، جنابعالى با مشورت يكى از عزيزان درستترين راه را انتخاب كنيد و تابع وسوسههاى اين و آن مشو و با قدرت به جلو گام بردار و بر خدا توكل كن كه حتما در اين حالت پيروز مىشويد . 6 - ويژگيهاى جنابعالى عبارتند از : سركش ، جنگجو ، شجاع و نترس ، كلهشق ، ناكام ، پرسروصدا ، جسور ، مهاجم ، قوى ، حادثهجو ، پشتكار كاردار ، جاهطلب ، غير عادى ، سخاوتمند ، پراولاد ، خوشگذران با چشمانى نافذ و پرقدرت . خريدوفروش عالى است ، مسافر مىآيد ، هديهاى دريافت مىكنيد . 7 - خواجه در بيتهاى 3 - 4 و 7 به ترتيب فرمايد : ( حيفا كه براى خاطر عشق آن آهوى مشكين سيهچشم خون دلم چون نافه به جگرم ريخت و به رنج افتادم ) ( هر نافه كه در دست نسيم سحر هست از خاك راه سر كوى شماست ) ( سنگ سياه اگر جان هم بدهد و سعى و كوشش كند لعل نمىشود زيرا سرشت او چنين است كه بدگهر خلق شده است ) خود تفسير كنيد .