شمس الدين حافظ
233
ديوان كامل و جامع هديه حافظ ( فارسى )
149 - « مهرورزى » پيش ازينت ، بيش ازين انديشهء عشّاق بُود * مهرورزىِّ تو با ما شهرهء آفاق بُود بر دَرِ شاهم گدايى نكتهاى در كار كرد * گفت : بر هر خوان كه بنشستم ، خدا رزّاق بود ياد باد ، آن صحبتِ شبها كه با نوشين لبان * بحثِ سرِّ عشق و ذكرِ حلقهء عشّاق بود حسنِ مهرويانِ مجلس ، گرچه دل مىبرد و دين * بحثِ ما ، در لطفِ طبع و خوبىِ اخلاق بود از دمِ صبحِ ازل تا آخرِ شامِ ابد * دوستى و مهر بر يك عهد و يك ميثاق بود پيش ازين كان سقفِ سبز و طاقِ مينا بركشند * منظرِ چشمِ مرا ، ابروىِ جانان طاق بود سايهء معشوق اگر افتاد بر عاشق ، چه شد ؟ * ما به او محتاج بوديم ، او به ما مشتاق بود رشتهء تسبيح اگر بگسست ، معذورم بدار * دستم اندر ساعدِ ساقىِ سيمينساق بود در شبِ قدر ار صبوحى كردهام عيبم مكن * سرخوش آمد يار و جامى بر كنارِ طاق بود شعرِ حافظ در زمانِ آدم اندر باغِ خُلد * دفترِ نسرين و گل را زينتِ اوراق بود * توضيحات : پيش ازينت ( قبل از اين ) انديشه عشاق ( به فكر عشاق ) شهره ( مشهور ) آفاق ( اطراف عالم ) شهرهء آفاق ( سراسر جهان ) نوشينلبان ( زيبارويان شيرينلب ) ميثاق ( پيمان استوار ) سقف سبز ( آسمان ) طاق مينا ( آسمان - گنبد فلك ) طاق ( كمان ابروى معشوق ) رشته تسبيح ( بند تسبيح ) سيمينساق ( سفيد و سيم پيكر ) صبوحى كردهام ( باده نوشيدهام ) طاق ( طاقچه ) خلد ( بهشت ) معنى بيت ( 6 ) ( قبل اينكه اين آسمان و روزگار افراشته شود ، نظرگاه من تنها كمان ابروى معشوق بود كه به آن مهر و عشق مىورزيدم ) معنى بيت ( 7 ) ( اگر سايهء لطف و محبت معشوق بر سر عاشق باشد ، جاى تعجب نيست زيرا ما عاشقان به معشوق نيازمنديم و معشوق هم به مهرورزى ما نياز دارد ) . * ترجمه : * نتيجهء تفأل : 1 - هر روز مىگويى دريغ از روز گذشته ، درحالىكه بايد تصميم خود را قطعى بگيرى و باقدرت و شوكت عمل كنى و از ترديد و دودلى دست بردارى كه آفت پيشرفت مىباشد . 2 - جنابعالى در هر جمعى نمونه و مورد توجه هستيد پس نيازى نداريد كه او از شما تعريف يا انتقاد كند ، بلكه به خود متكى باشيد . 3 - وسواس و ترديد ، شما را پژمرده كرده است و آن شادابى گذشته را نداريد ، پس اگر مىخواهيد كارهايتان با نظم باشد و آن طورى كه مىخواهيد انجام بگيرد ، سعى كنيد ، دقت كنيد ، تصميم بگيريد ، وقتشناس باشيد . 4 - تحولى جدى در زندگى خانوادگى شما ايجاد مىشود كه به نفع پدر و مادر يا همسرتان خواهد بود ، هديهاى دريافت مىكنيد و از مسافر خبر خوشى مىرسد و ازدواج عملى مىگردد و طلاق به اصلاح مىگرايد ، خريدوفروش اشكال ندارد . 5 - ويژگيهاى جنابعالى عبارتند از : اهل سير و سفر ، خوشگذران ، رفيقپرور ، پرحرف ، بامحبت ، پرسروصدا ، ورزشكار ، حادثهجو ، خوشرو ، باايمان ، عاقل ، ركگو و بىپروا ، راستگو ، ولخرج ، اهل رقابت ، پرمدعا ، زودرنج ، دمدمىمزاج ، وسواسى . 6 - اين نيت عملى مىگردد و اشكالى در آن وجود ندارد بلكه با توكل به خدا و اداى نذر و رفتن به يكى از مشاهد متبركه و خواندن سوره مباركه « يوسف » آيه 10 تا 30 گشايش بسيار خواهد بود . 7 - خواجه در بيتهاى 1 - 2 - 3 به ترتيب فرمايد : ( قبل از اين خيلى بيشتر از حالا به فكر عشاق بودى و سعى و كوششى كه در محبت نسبت به ما مىكردى مشهور آفاق و عالم بود ) ( بر در شاه بودم كه گدايى نكتهء جالبى به من گفت : اينكه ، بر سر هر سفره كه نشستم در حقيقت روزىدهنده خدا بود ) ( ياد باد آن شبها كه با دلبران شيرينلب ، از عشق بحث مىكرديم و از حلقهء عشق سخن گفته مىشد ) خود تفسير كنيد .