شمس الدين حافظ

217

ديوان كامل و جامع هديه حافظ ( فارسى )

133 - « بوسه » بخت از دهانِ دوست نشانم نمىدهد * دولت خبر ز رازِ نهانم نمىدهد از بهر بوسه‌اى ز لبش جان همىدهم * اينم همىستاند و آنم نمىدهد مُردم ز اشتياق و درين پرده راه نيست * يا هست و پرده‌دار نشانم نمىدهد زلفش كشيد باد صبا ، چرخِ سِفله بين * كانجا مجالِ بادِ وزانم نمىدهد چندانكه بر كنار چو پرگار مىروم * دوران چو نقطه ره به ميانم نمىدهد شكّر به صبر دست دهد عاقبت ، ولى * بدعهدىِ زمانه زمانم نمىدهد گفتم روم به خواب و ببينم جمال دوست * حافظ ز آه و ناله امانم نمىدهد * توضيحات : دولت ( اقبال ) پرده ( سراپرده ) پرده دارد ( حاجب ) سفله ( پست ) كشيد ( دست كشيد ) بين ( ببين ) مجال ( فرصت ) باد وزان ( بادى كه در حال حركت است ) عاقبت ( سرانجام ) جمال ( چهره ) امان ( فرصت ) معنى بيت ( 2 ) ( از براى يك بوسهء لب او جان مىدهم ، اما او حاضر نيست ؛ نه جان مىگيرد نه بوسه مىدهد ) معنى بيت ( 5 ) ( مانند پرگار در كنار او مىگشتم كه به او برسم اما روزگار مانند نقطه پرگار به ميان مرا راه نمىدهد و مانع وصال است ) معنى بيت ( 7 ) ( قصد كردم كه بخوابم و در خواب جمال زيباى محبوب را ببينم ، حافظ از آه و ناله امانم نمىدهد و مانع خواب است ) . * ترجمه : * نتيجهء تفأل : 1 - خواجه در بيت اول و چهارم مىگويد : ( بخت سازگار ، اثرى از دهان محبوب به من نمىدهد و اقبال نيز از سرّ پنهان كه همان محبوب است پيامى نمىرساند ) ( گيسوى او به چنگ نسيم بهارى افتاده است ، نگاه كن كه چرخ پست چه كرد كه به من به اندازهء باد صبا هم فرصت نداد كه دست به گيسوى او برسانم ) تو خود حديث مفصل بخوان از اين دو معنى . 2 - نااميدى ؛ زهر كشندهء زندگى و تلاش است ، اگر يأس و حرمان را تقويت كنى از اين بدتر مىشوى پس با ارادهء قوى ، وقت‌شناسى و بهره‌گيرى از وقت با حوصله و دقت از همين امروز تصميم بگير ، حتما موفق مىشوى . 3 - به جاى اينكه دست به دامن اين و آن شوى ، با خود خلوت كن و هدف اساسى را انتخاب كن ، آنگاه به آن لباس عمل بپوشان . 4 - جناب‌عالى داراى چنين روحيه‌اى هستيد : باايمان ، پركار ، كمك‌رسان ، صميمى ، باسليقه ، لايق ، مدير ، فداكار ، منطقى ، رفيق‌باز ، جدى ، دل رحيم ، مادىگرا ، جاه‌طلب ، فعال ، محتاط ، متفكر ، سياستمدار . 5 - آيا واقعا با چنين برجستگى روحى بايد ترديد يا وسواس را به خود راه دهى ؟ ! مسافرت را توصيه مىكنم ، خريد خوبست امّا فروش صلاح نمىباشد ، به زودى موفقيت بهترى مىيابيد ، طلاق عملى است ، ولى ازدواج زود است چون مقدمات آن فراهم نشده است ، چيزى گم كرده‌ايد ، نگران نباشيد ، بيمار تغييرى نمىكند ، هدف گم‌شده ، پيدا مىشود ، از او خبرى دريافت مىكنيد ، مسافر به زودى مىآيد ، كار جديد در انتظار شماست . 6 - از اوضاع خوب زندگى بهره بگيريد و به آنها بگوييد آن را با بگوومگوها خراب نكنند و به پدر يا همسر خود بگوييد در معامله‌اى ضرر كرده‌ايد به زودى جبران مىشود و از معامله‌اى كه آن هفته كرده‌ايد و خوب سود برده‌ايد ، صدقه بدهيد . 7 - در اين هفته شاهد پيشامد ناگوارى بوديد ، علتش سهل انگارى بوده است اما به زودى گشايش لازم حاصل مىشود و نيت جناب‌عالى با كمى تأخير اجرا مىگردد به شرطى كه از شخصى چاق با موهاى مشكى و ابروى پهن و چانه‌اى پر ، دورى كنيد كه مار خوش خط و خالى است و منتظر ضربه زدن مىباشد .