شمس الدين حافظ

196

ديوان كامل و جامع هديه حافظ ( فارسى )

112 - « دو چشم شوخ » تويى كه بر سرِ خوبان كشورى چون تاج * سزد اگر همهء دلبران دهندت ، باج دو چشمِ شوخِ تو برهم زده ختا و خُتن * به چينِ زلفِ تو ماچين و هند داده خراج بياض روىِ تو روشن ، چو عارضِ رخ روز * سوادِ زلفِ سياهِ تو هست ظلمتِ داج دهانِ شهدِ تو داده رواجِ آبِ خِضَر * لبِ چو قند تو بُرد از نباتِ مصر رواج از اين مرض به حقيقت شفا نخواهم يافت * كه از تو دردِ دل ، اى جان ، نمىرسد به علاج چرا همىشكنى ، جان من ، ز سنگ‌دلى * دلِ ضعيف كه باشد به نازكى چو زُجاج لبِ تو خِضْر و دهانِ تو آبِ حيوان است * قدِ تو سرو و ميان موىِ و بر ، به هيئت عاج فتاد در دلِ حافظ هواىِ چون تو شهى * كمينه ذرّه خاكِ دَرِ تو بودى كاج * توضيحات : سزد ( لايق - شايسته ) تاج ( افسر ) چشم شوخ ( چشم شهلا و زيبا ) ختا ( شهرى در تركستان كه زيبارويان آن مشهورند ) ختن ( در چين كه هرساله عروس درياى چين از آنجاست ) خراج ( ماليات ) بياض ( سفيدى - زيبايى ) عارض ( چهره - رخسار ) سواد ( سياهى اطراف شهرها ) داج ( تاريك ) ظلمت داج ( شب كاملا تاريك ) آب‌خضر ( آب‌حيات ) زجاج ( شيشه ) بر ( آغوش ) به هيئت عاج ( به سفيدى عاج ) هوى ( عشق ) كمينه ( كمترين ) در ( درگاه ) كاج ( كاشكى ) معنى بيت ( 2 ) ( ديدگان تو در دلبرى گستاخ هستند به‌طورىكه سرزمين چين و تركستان به تاب و پيچ زلفان تو مطيع هستند و ماليات مىدهند ) معنى بيت ( 8 ) ( محبت تو كه مانند شاه عالىمقام ، هستى بر حافظ افكنده ، كاش هميشه كمترين غلام خاك در تو بودم ) . * ترجمه : * نتيجهء تفأل : 1 - آدم بسيار خوبى هستى و قلبى به روشنى آفتاب و مهرى به مهربانى كبوتران دارى ، اما متأسفانه زياد زودرنج و مردد هستى ، سعى كن دست از ترديد بردارى كه آفت و بلاى پيشرفت و ترقى شماست . 2 - آن‌قدر خوب و مهربان و دوست‌داشتنى هستى كه قدر و ارزش خود را نمىدانى ، به همين جهت زود فريب مىخورى ، سعى كن با درايت و كياست بيشتر با مردم برخورد كنى چون مردم اين زمان خيلى ناقلا هستند . 3 - همسر و پدر و مادر و فرزندان ، شما را زياد دوست دارند ، پس به آنان محبت كن و با زخم‌زبان آنها را آزار مده ، شما مانند « گاو نه من شيرده » هستيد محبت مىكنيد اما بىموقع . 4 - خوش‌قلب و مهربان هستى ، اما لجباز و لجوج و خودخواه ، گاهى از دروازه‌اى داخل نمىشوى و زمانى از سر سوزنى هم عبور مىكنى ، سعى كن « خير الامور اوسطها » باشى . او از كار شما ترسيده پس بيش از اين اسب غرور را به حركت درنياوريد ، اينك بهتر است از متانت و ملاحت بهره بگيريد . 5 - او تو را زياد دوست دارد اما شما قدرى با متانت عمل كنيد و به عناوين مختلف وى را امتحان كنيد چون ممكن است هميشه و همه‌وقت از امتحان و آزمايش سربلند بيرون نيايد . 6 - سفر را توصيه مىكنم و معاملهء خريد سودآور اما فروش فعلا زود است ، ازدواج موقعيت كافى ندارد ، ولى طلاق عملى است و بيمار شفا مىيابد و مژده‌اى دريافت مىكنيد و مشكل زندگى شما به زودى حل مىشود ، جاى نگرانى نيست بر خدا توكل كن و با اراده و تصميم گام بردار كه ترديد موجب شكست خواهد شد . خود را به كارهاى غير ضرورى مشغول مكن كه وقت را از دست مىدهى ، متأسفانه در شرايطى هستى كه پند و نصيحت را كمتر مىپذيرى اما بهر حال در اين هفته با پيرى از پيران راه خدا ملاقات مىكنى ، نصايح او را به كار گير كه مفيد است . 7 - بايد توجه داشته باشيد كه عارفان دو چشم دارند و يك زبان يعنى بيشتر مىبينند و كمتر سخن مىگويند . 8 - فرزندى كه منتظر آن مىباشيد ، پا قدمى نيكو دارد و پسر است كه كاشانه را گرم مىكند .