شمس الدين حافظ
192
ديوان كامل و جامع هديه حافظ ( فارسى )
108 - « اندر خلوت وصل » ميرِ من خوش مىروى كاندر سر و پا مىرَمَت * تُرك من خوش مىخرامى پيش بالا ميرمت گفته بودى كىِ بميرى پيشِ من ، تعجيل چيست ؟ * خوش خرامان شو كه پيش قد رعنا ميرمت عاشق مهجور و مخمورم ، بتِ ساقى كجاست ؟ * گو كه بخرامد كه پيش سر و بالا ميرمت آنكه عمرى شد كه تا بيمارم از سوداى او * گو نگاهى كن كه پيشِ چشمِ شهلا ميرمت گفتهاى لعل لبم ، هم درد بخشد هم دوا * گاه پيش درد و گه پيشِ مداوا ميرمت خوش خرامان مىروى ، چشمِ بد از روىِ تو دور * دارم اندر سر خيالِ آنكه در پا ميرمت گرچه جاىِ حافظ اندر خلوتِ وصلِ تو نيست * اى همه جاىِ تو خوش ، پيشِ همه جا ميرمت * توضيحات : مير ( مخفف امير - فرمانروا ) رعنا ( زيبا - موزون ) سودا ( عشق و خيال ) شهلا ( سياه آميخته به كبود ، ميشىرنگ - چشم زيبا ) مداوا ( درمان ) در پا ميرمت ( در پايت بميرم ) مهجور ( دور افتاده ) خرامان ( با ناز راه رفتن ) معنى بيت ( 1 ) ( اى فرمانرواى دلم ، رفتارى دلپذير دارى كه فداى قدمت شوم به خوشى و ناز روان شو كه پيش قامت موزونت جان را پيشكش دهم ) معنى بيت ( 2 ) ( پرسيده بودى كه چه زمان در قدم تو جان دهم ، چرا شتاب دارى ، درخواستى دلپذير كردهاى ، الهى قربان اين تقاضايت بشوم ) معنى بيت ( 5 ) ( اى جانان گفتهاى كه لب قرمز چون لعلم هم درد مىبخشد و هم دوا مىدهد ، فداى لبت گردم كه هم درد است و هم درمان ) * ترجمه : * نتيجهء تفأل : 1 - به او بگو : اى يار و محبوب و سرور ، خوش مىخرامى ، قربان آن فكرت بشوم چرا عجله مىكنى زيرا اين كار با عجله خراب خواهد شد هرچه در اينباره حوصله داشته باشى به موفقيت نزديكتر مىشوى . 2 - چرا از هجران فراق اين نيت ، نگران و بيمارى ؟ بالاخره اصلاح مىشود ، شتاب مكن . 3 - خرامان گام برداشتن عالى است زيرا در اين صورت چشم بد از تو دور مىباشد . 4 - اين نيت با صبر و شكيبايى همراهى دارد و عجله آن را خراب مىكند . 5 - زيبارويى در كمين شماست قدرى از او دورى كنيد چون او بسيار فريبكار مىباشد . 6 - معاملهاى كه در نظر دارى ، با تأمل و درنگ جايز مىباشد . 7 - عبارتى شيرين برايتان دارم : « كيست ستمكارتر از كسى كه ايثار و محبت را كه از طرف خداوند نزد اوست ، پنهان دارد » . 8 - زمان ازدواج و رسيدن به او زود است اما دوست شما طلاق مىگيرد . 9 - تولد شما در ماه آب است كه دلى روان ، قلبى پاك دارى اما متأسفانه اطرافيان چنين تصوّرى را براى شما ندارند . 10 - ثروتى را بدست مىآوريد ولى كسى را از دست مىدهيد ، چرا در انجام نذرها كوتاهى مىكنيد ؟ 11 - تجربه بهترين درس است ، هرچند كه حق التدريس آن گران باشد . 12 - برادرت در حالتى است كه به شما نياز دارد ، غرورش اجازهء اين كار را نمىدهد ، شما محبت كنيد ، به ديدارش بشتابيد كه بسيار بجاست . 13 - در اين روزها مورد حمله و انتقاد هركس و ناكس قرار گرفتهايد ، اشكال ندارد ، اين امور از لوازم عشق و دوستى مىباشد كه بار سنگين آن بر دوش شماست ، بدانيد كه همين امور موجب پيشرفت و ترقىيتان مىگردد ، پس ناراحتى شما محلى از اعراب ندارد و جاى هيچگونه نگرانى نيست ، به مقصود مىرسيد اما راه سخت و رقيب زياد داريد . و بدانيد ضرر را از هركجا جلويش را بگيريد ، سود دارد ، پس نترس چون ترس برادر مرگ مىباشد ، توكل كن .