شمس الدين حافظ
186
ديوان كامل و جامع هديه حافظ ( فارسى )
102 - « دل سرگشته » مردمِ ديدهء ما جز به رخت ناظر نيست * دلِ سرگشتهء ما غير تو را ذاكر نيست اشكم احرامِ طوافِ حَرَمت مىبندد * گرچه از خونِ دلِ ريش دمى طاهر نيست بستهء دام قفس باد چو مرغِ وحشى * طايرِ سدره اگر در طلبت طاير نيست عاشقِ مُفلس اگر قلبِ دلت كرد نثار * مكنش عيب كه بر نقدِ روان قادر نيست از روانبخشىِ عيسى نزنم پيشِ تو دم * زانكه در روحفزايى چو لبت ماهر نيست من كه در آتشِ سوداىِ تو آهى نزنم * كى توان گفت كه بر داغ دلم صابر نيست ؟ روزِ اوّل كه سرِ زلفِ تو ديدم گفتم * كه پريشانىِ اين سلسله را آخر نيست سرِ پيوندِ تو تنها نه دلِ حافظ راست * كيست آن كش سرِ پيوندِ تو در خاطر نيست ؟ * توضيحات : ناظر ( بيننده - نگران ) ذاكر ( ذكركننده - يادآورنده - صنعت تلميح دارد ) سدره ( درخت كنار در آسمان هفتم ) طاير ( پروازكننده ) روانبخشى عيسى ( زنده كردن مردگان توسط حضرت عيسى ( ع ) - آرايه تلميح ) روحفزايى ( حياتبخشى ) مردم ( مردمك چشم ) طاهر ( پاك ) سلسله ( زنجير ) نزنم پيش تو دم ( نزد تو حرف نمىزنم ) سودا ( عشق ) تنها ( فقط ) معنى بيت ( 2 ) ( اشك من براى گشتن اطراف تو احرام مىپوشد ، هرچند اشك من هر نفس ، به سبب خون دل خسته و مجروح كه با آن مخلوط مىشود پاك و طاهر نيست ) . * ترجمه : * نتيجهء تفأل : 1 - خواجه در بيت چهارم مىفرمايد : ( اگر دوستدار تهيدست و فقير ، طلاى دل و جان خود را نثار تو كرد به او عيب مگير زيرا به نقد رايج زمان قادر نمىباشد ) خود حديث مفصل بخوان از اين مجمل . 2 - مجددا لسان الغيب در بيت ششم به شما مىفرمايد : ( من كه از سوز عشق تو به شكايت آهى برنمىآورم ، نمىتوان پنداشت كه سرانجام در برابر داغهاى جانگداز تو شكيبايى و تاب بياورم ) دقيقا اين حالت در هردو نفر جمع مىباشد . 3 - خوش به حال شما كه در كارهايتان چنان موفق مىشويد كه انگشتنماى همه خواهيد شد ، بهطورىكه بر شما حسد خواهند برد ، اقبال شما بلند است و بهر كارى دست بزنيد ، مورد قبول همه قرار خواهيد گرفت و موفقيت همراه شماست به شرط آنكه اولا غرور بر شما چيره نشود ، ثانيا علاقه ، اراده ، سرعت عمل را همراه سازيد و بر خدا توكل كنيد . 4 - دنيا را خيلى مهم مىپندارى و به آن وابسته شدهاى و براى كسب مقام و ثروت تلاش مىكنى ، اين كوشش چندان ناسازگار هم نمىباشد ولى نبايد موجب گردد كه از خداوند و دعا و نيايش به دور افتى . 5 - همه شما را دوست دارند و شما نيز داراى قلبى مهربان ، باصفا ، صميمى مىباشيد اما « گاو نه من شيرده » هم مىباشى و با عصبانيتهاى بىموقع و زودرنجى مكررتان كارها را خراب مىكنيد . 6 - مسافرت خوبست و خريدوفروش نافع مىباشد ، مسافر حالش عالى است ، خبرى دريافت مىكنيد و مژدهاى به دست مىآيد ، بيمار شفا مىيابد و قرض ادا مىشود . موفقيت در چند قدمى شماست ، مواظب كردار و رفتار خود باشيد . 7 - ديروز دربارهء شما سخنانى گفته شد كه واقعيت نداشته و ندارد ، اين عمل حسودان را به خدا واگذار كنيد . 8 - زياد سربهسر او نگذاريد و برايش خرده نگيريد ، زيرا در اين حالت سرخورده و غمگين مىشود بلكه او را تشويق كنيد و برايش هديهاى بخريد و دلش را بدست آوريد ، در اين حالت سربهراهتر و رامتر خواهد شد . او شما را دوست دارد ولى لجبازى مىكند .