شمس الدين حافظ

148

ديوان كامل و جامع هديه حافظ ( فارسى )

64 - « دل چون كبوترم » ديدى كه يار جز سرِ جور و ستم نداشت * بشكست عهد و از غمِ ما هيچ غم نداشت يا رب مگيرش ، ار چه دلِ چون كبوترم * افكند و كُشت و عزّتِ صيدِ حَرَم نداشت بر من جفا ز بختِ من آمد و گرنه يار * حاشا كه رسمِ لطف و طريقِ كرم نداشت با اين همه هرآن‌كه نه خوارى كشيد از او * هرجا كه رفت هيچ‌كسش محترم نداشت ساقى بيار باده و با مُحتسب بگو * انكارِ ما مكن كه چنين جامِ جم نداشت هر راهرو كه ره به حريمِ درش نبرد * مسكين بريد وادى و ره در حرم نداشت . حافظ ببر تو گوىِ سعادت كه مدّعى * هيچش هنر نبُود و خبر نيز هم نداشت * توضيحات : حاشا ( هرگز - صوت - شبه جمله ) ار چه ( اگرچه ) عزت حرم ( حرمت و احترام حرم ) و گرنه ( و الا ) خوارى ( ذلت ) معنى بيت ( 2 ) ( پروردگارا ، يار را به اين ستم مؤاخذه مكن ، اگرچه دل مرا كه كبوتر حرم عشق است ، به تير جفا به خاك هلاكت افكند و حرمت صيد حرم را نداشت ) معنى بيت ( 4 ) ( با وجود اين : هركس كه تحمل جفا و سرزنش يار را نكرد ، به هرجا كه روى آورد ، حرمتى نيافت ) معنى بيت ( 5 ) ( اى ساقى ، باده بده و به نهىكننده از منكرات پيام ما را برسان كه باده‌گسارى ما را ناپسند مشمار كه جمشيد ، جام جهان‌نمايى چون جام باده نداشت ) معنى بيت ( 6 ) ( هر عاشق سالكى كه به حرم جانان ره نبرد بيچاره‌ايست كه اگرچه : وادى حرم را طى كرد ، اما چون اخلاص نداشت ، به حرم راه نيافت ) معنى بيت ( 7 ) ( اى حافظ ! گوى فصاحت را ربوده‌اى و بر همه پيشى گرفته‌اى ، زيرا دشمن هيچ هنرى ندارد به‌طورىكه حتى از هنر هم خبرى ندارد ) . * ترجمه : * نتيجهء تفأل : 1 - او شما را عاشقانه دوست دارد ولى بيچاره چگونگى بيان آن را نمىداند ، چون در اين كار آموزش لازم را نديده است ، به همين جهت احساس مىكنيد كه او فردى بدعهد و بىوفاست ، درحالىكه از راه و رمز نكات مهرورزى بىاطلاع مىباشد . 2 - اين نيت قدرى اشكال دارد ، شايد به آن علت كه جناب‌عالى بيش از اندازه از زندگى توقع داريد و خيال مىكنيد كه بايد همه چيز برايتان هميشه و در همه حال مهيا باشد ، درحالىكه چنين چيزى براى هيچ‌كس امكان ندارد . 3 - همه به زندگى شما حسد مىورزند و متأسفانه جناب‌عالى هم ارزش واقعى خود را نمىدانيد كه داراى خلاقيتهاى فراوانى هستيد ، به‌طورىكه به شما اطمينان مىدهم اگر اراده كنيد ، مىتوانيد كوه را از جا بركنيد . 4 - از اين فكر اگر مىتوانيد صرف‌نظر كنيد ، چون موقعيت براى اجراى آن فراهم نشده و بسيار زود است ، براى همه چيزى مقدمه‌هايى لازم و ضرورى است اين نيت هم از آن دسته‌اى مىباشد كه بايد امكانات آن فراهم شود . در تحصيل اگر اراده و علاقه را بجاى زور و بخاطر اين و آن در نظر داشته باشيد ، موفق خواهيد شد . 5 - به زودى خبر بسيار مسرت‌بخشى دريافت مىكنيد و مژده‌اى مىرسد ، مسافرت را توصيه نمىكنم ولى خريد بسيار بجاست اما براى فروش موقعيت مناسب نمىباشد ، بيمار خوب نمىشود ، گمشده پيدا مىشود ، با كسى كه اظهار ناراحتى كردى فورى آشتى كن كه او آهى آتشين دارد ، نذر خود را ادا كن . 6 - با كسى آشنا شده‌اى كه بسيار بىوفا و رسواپيشه مىباشد و در عهدشكنى نمونهء خاص و عام مىباشد و وفادارى شما نسبت به او بيهوده و بىجهت مىباشد ، و بسيار به نفع شما مىباشد كه از او دورى كنيد . 7 - زندگى را از دريچهء جديدى نگاه كنيد و به زندگى لبخند بزنيد . از او دلخور شده‌ايد ، البته بىجهت نمىباشد ، او را به خود و خدايش وابگذاريد ، مسلما به نفع شماست .