شمس الدين حافظ
130
ديوان كامل و جامع هديه حافظ ( فارسى )
46 - « بر لبِ بحر فنا » حاصلِ كارگه كون و مكان اين همه نيست * باده پيش آر كه اسبابِ جهان اين همه نيست از دل و جان شرفِ صحبتِ جانان غَرَض است * همه آن است و گرنه ، دل و جان اين همه نيست منت سِدرَه و طوبى ز پى سايه مَكش * كه چو خوش بنگرى اى سَرو روان اين همه نيست دولت آن است كه بىخون دل افتد به كنار * ورنه با سعى عمل باغِ جِنان اين همه نيست پنج روزى كه درين مرحله ، مهلت دارى * خوش به ياساى زمانى كه زمان اين همه نيست بر لبِ بحرِ فنا منتظريم ، اى ساقى * فرصتى دان كه ز لب تا به دهان اين همه نيست از تهتك مكن انديشه و چون گل خوش باش * زانكه تمكين جهانِ گذران اين همه نيست دردمندىِ من سوختهء زارِ نزار * ظاهرا حاجتِ تقرير و بيان اين همه نيست زاهد ايمن مشو از بازى غيرت ، زنهار ! * كه ره صومعه تا دير مُغان اين همه نيست نامِ حافظ رقمِ نيك پذيرفت ولى * پيشِ رندان ، رقمِ سود و زيان اين همه نيست * توضيحات : كارگه كون و مكان ( جهان هستى و عالم ماده ) سدره و طوبى ( سدرة المنتهى و درخت بهشتى طوبى ) جنان ( جنت - بهشت ) 5 روز ( كنايه از مدتى كوتاه عمر ) رقم ( نشان كردن و نوشتن ) اين همه نيست ( هيچ مهم نيست ) صحبت ( مصاحبت ) خوش ( خوب ) لب ( ساحل ) تهتك ( پردهدرى ) مشو ( مباش ) گذران ( ناپايدار ) تمكين ( قدرت ) نزار ( لاغر - ضعيف ) معنى بيت ( 3 ) ( آسايش در سايه سدرة المنتهى و درخت بهشتى طوبى را به بهاى منت كشيدن ، قبول مكن ، اى سرو خوشخرام اگر نيك فكر كنى خواهى ديد ارزش ندارد ) معنى بيت ( 4 ) آسايش آن باشد كه بىخوندل خوردن به دست آيد و اگر چنين نباشد باغ بهشت را با كوشش سخت و طاقت فرسا بدست آوردن ارزش ندارد ) معنى بيت ( 7 ) ( از پاره شدن عرض و آبرو انديشه مكن زيرا گل تا غنچه است پنهان مىباشد ، همينكه باز شد ، عزيز مىشود بدانكه عاشقى با حفظ آبرو يك جا جمع نمىشود ) معنى بيت ( 9 ) ( هان ، اى پارسا از نقش غيرت و بازى خداوندى ايمن مباش و مغرور عبادتت مباش بلكه بدان از صومعه تا دير مغان راهى نمىباشد - تلميح - داستان شيخ صنعان ) * ترجمه : * نتيجهء تفأل : 1 - خود را سخت گرفتار اين نيت كردى و متوجه عواقب خطرناك آن نيستى ، خيلى بجاست كه از آن دست بردارى يا صبر و حوصله پيشه كنى . 2 - براى اجراى اين نيت از هركس و ناكسى منت مكش ، زيرا مردم در وقت گرفتارى گستاخ مىشوند و ارزش آدمى را ناديده مىگيرند . 3 - به خدا توكل كن و سوره مباركه « الانفال » از آيه 50 تا آخر را بخوان و به معنى و متن آن با حضور قلب توجه كن كه گشايش است . 4 - خيلى دلت مىخواهد اين نيت برآورده شود ولى به صلاح شماست كه منت اين و آن را نكشى ، و از عقل كمك بگيرى . 5 - بيش از اندازه دل به دنيا و امور مادى و زرق و برق آن بستهاى و به اين عوامل اهميت مىدهى ، درحالىكه بايد به آنچه دارى ، قانع باشى ، زيرا نمىدانى چه بسيار كسانى كه به شما حسادت مىورزند و آرزو دارند جاى شما باشند . 6 - مگر نمىدانى عمر انسانى بسيار محدود مىباشد ، پس از دقايق زندگى بهره بگير و خود را سرگرم مسايل حاشيهاى مكن ، بلكه با توكل بر خداوند و با اراده و تصميم قاطع عمل كن كه موفقيت در چند قدمى شماست و لبخند مىزند . 7 - اگر قلب شما را تجزيه و تحليل كنند ، آنقدر مهر و محبت ، صفا و صميميت ، يكرنگى و ايثار ، علاقه و عشق در آن موج مىزند كه تمام انسانها مىتوانند در آن شناى عشق و مهر كنند اما افسوس كه زبان سرد و عصبانيت و زودرنجى شما اين قلب پرمهر و عشق را سنگدل معرفى مىكند . 8 - بيمار شفا مىيابد ، از سفر كرده خبرى مىرسد ، مژدهاى دريافت مىكنيد ، با صبر و شكيبايى به موفقيت مىرسيد ، مسافرت را توصيه نمىكنم . 9 - آيا مىدانى : برنده : هراسى ندارد از اينكه در يك موقعيت ضد و نقيض قرار گيرد . زيرا در افكارش خللى وارد نمىشود . اما بازنده : سازگار شدن با موقعيتهاى ضد و نقيض را به كار شايسته ترجيح مىدهد . شما چطور ؟ !