شمس الدين حافظ

128

ديوان كامل و جامع هديه حافظ ( فارسى )

44 - « سخن اهل دل » چو بشنوى سخنِ اهلِ دل ، مگو كه خطاست * سخن‌شناس نئى ، دلبرا ، خطا اينجاست سرم به دنيا و عُقبى فرونمىآيد * تبارك اللّه ازين فتنه‌ها كه در سرِ ماست در اندرونِ من خسته‌دل ندانم كيست ؟ * كه من خموشم و او در فغان و در غوغاست دلم ز پرده برون شد كجائى ؟ اى مطرب * بنال : هان ، كه ازين پرده كارِ ما به نواست مرا به كارِ جهان هرگز التفات نبود * رخِ تو در نظرِ من چنين خوشش آراست نخفته‌ام ز خيالى كه مىپزد دلِ من * خُمارِ صد شبه دارم ، شرابخانه كجاست چنين كه صومعه آلوده شد ز خونِ دلم * گَرَم به باده بشوييد ، حق به دستِ شماست از آن ؛ به ديرِ مغانم عزيز مىدارند * كه آتشى كه نميرد ، هميشه در دلِ ماست چه ساز بود كه بنواخت دوش ، آن مطرب * كه رفت عمر و دِماغم هنوز پُر ز هواست نداىِ عشق تو دوشم در اندرون دادند * فضاىِ سينهء حافظ هنوز پر ز صداست * توضيحات : دنيى ( دنيا - اين جهان ) عقبى ( آخرت ) تبارك الله ( صوت - شبه جمله ) اندرون ( باطن ) دير مغان ( محفل عارفان ) دماغ ( مغز ) سخن‌شناس ( آگاه ) نئى ( نيستى - نمىباشى ) فرونمىآيد ( پايين نمىآيد ) بنال ( آگاه باش ) از اين پرده ( نغمه‌هاى مطرب ) بنواست ( سر و سامان ) حق به دست شماست ( حق با شماست ) رفت عمر ( عمر سپرى شد ) نوا ( نغمه ) معنى بيت ( 2 ) ( من به اين جهان و آن جهان توجهى ندارم عجبا از اين امتحان‌هاى سخت و رنج‌هايى كه بر اثر عشق تحمل مىكنيم چون در انديشه و شور و عشق هستيم ) معنى بيت ( 4 ) ( اى رامشگر راز دلم آشكار شد و عنان صبرم از دست رفت ، آهنگى غمگين بزن كه از اين نغمه كار من سروسامان خواهد يافت ) معنى بيت ( 10 ) ( ديشب ترانهء عشق تو با آهنگ‌ساز مطرب در دلم طنين‌انداز شد ، به‌طورىكه هنوز انعكاس آن در فراخناى سينه‌ام باقى است ) . * ترجمه : * نتيجهء تفأل : 1 - آدمى ، خودخواه ، لجوج ، يك‌دنده ، عصبانى ، زورگو ، طناز ، دلربا ، مهربان و بسيار باگذشت هستيد ولى ديگران ارزش واقعى شما را نمىدانند . 2 - در آيندهء بسيار نزديك به موقعيت بزرگى نايل مىشويد ، به‌طورىكه همه نسبت به شما احساس حسادت خواهند كرد . 3 - لسان الغيب در بيت ( 6 ) مىفرمايد : ( چند شب است كه خوابم نمىبرد ، پس خمار صد شبه دارم ، شرابخانه كجاست ، يعنى براى دفع خمارى بازهم شراب بهتر است ، حالا ميخانه را نشان دهيد تا دفع خمارى كنيم ) خود حديث مفصل بخوان از اين مجمل . 4 - حافظ در بيت ( 5 ) نيز به شما خطاب مىكند و متذكر مىشود كه : ( من هرگز به دنيا و امور دنيا توجه نداشتم ، اما اين چهرهء توست كه آن را در نظر من اين‌گونه زيبا جلوه داده است يعنى رخ تو آراسته و مزين به اسباب حسن و خوبى است و از آن جهت است كه جهان و كارش به نظرم آراسته و پيراسته مىباشد ) خلاصه چون حسن تو عالم را زينت داده است ، پس دنيا به نظرم زيبا مىآيد . آرى شما دنيا را از اين ديدگاه نظاره كنيد ، آيا نمىدانى كه اين دنياى مادى عجوزه‌اى است كه هزاران داماد دارد و مهمانخانه‌اى است كه هر روز يكى مىآيد و ديگرى مىرود . 5 - مسافرت را توصيه مىكنم . خريدوفروش به موقع است ، ازدواج با صبر عملى مىشود ولى طلاق ابدا صورت نمىگيرد ، از سفر كرده ، خبرى دريافت مىكنيد و به زودى هديه‌اى به شما مىدهند و با شخص مهمى ملاقات خواهيد كرد . 6 - از زندگى خود راضى باشيد و قدر آن را بدانيد زيرا ديگران حسرت شما را مىخورند . 7 - حرف حق را قبول كنيد و دلت را از تلاطم خالى كن تا نبوغ شما كار خود را انجام دهد و شما موفق شويد . 8 - برنده : مىداند كه گاهى اوقات ، پيروزى به بهاى بسيار گرانى بدست مىآيد اما بازنده : بسيار مشتاق برنده شدن است ، در جايى كه نه قادر به برنده شدن و نه حفظ آن است .