شمس الدين حافظ

127

ديوان كامل و جامع هديه حافظ ( فارسى )

43 - « خزينهء دل حافظ » جز آستانِ توأم در جهان پناهى نيست * سر مرا بجز اين در ، حواله گاهى نيست عدُو چو تيغ كشد ، من سپر بيندازم * كه تيغِ ما بجز از ناله‌اىّ و آهى نيست چرا ز كوىِ خرابات روى برتابم ؟ * كزين بهم به جهان ، هيچ رسم و راهى نيست زمانه گر بزند آتشم به خرمنِ عمر * بگو بسوز كه بر من به برگِ كاهى نيست غلامِ نرگسِ جَمّاشِ آن سَهى سروم * كه از شرابِ غرورش به كس نگاهى نيست مباش در پىِ آزار و هرچه خواهى كن * كه در شريعتِ ما ، غير ازين گناهى نيست عنان كشيده رو ، اى پادشاهِ كشورِ حُسن * كه نيست بر سرِ راهى كه دادخواهى نيست چنين كه از همه سو ، دامِ راه مىبينم * به از حمايتِ زلفت ، مرا پناهى نيست خزينهء دلِ حافظ به زلف و خال مده * كه كارهاى چنين ، حدِّ هر سياهى نيست * توضيحات : حواله‌گاه ( محل بازگشت ) جماش ( شوخ و افسون‌كار ) عنان كشيده ( در حال كشيدن ) عنان ( دهنه ) سياه ( استعاره از موى سياه ) سپر بيندازم ( ترك جنگ كنم ) برتابم ( برگردم ) برگ كاه ( بىارزش ) سهى ( بلندقد - زيبا ) حمايت ( حفظ ) معنى بيت ( 2 ) ( چون دشمن به قصد هلاك من شمشير برهنه كند من سپر مقاومت از دست مىدهم و تسليم مىشوم ، زيرا شمشير ما نالهء شبانه و آه سحرگاهى است كه از هر تيغى برنده است ) معنى بيت ( 4 ) ( اگر روزگار خرمن زندگانى مرا به آتش كشد ، بگذار بسوزد كه نزد من اين زندگى دو روزه از پر كاهى هم كم‌ارزش‌تر است ) معنى بيت ( 5 ) ( بندهء چشم شوخ و افسونگر آن سرو سرافرازم كه از بادهء غرور زيبايى مست است و به كسى عنايت و لطفى نمىكند ) معنى بيت ( 9 ) ( خواجه به جانان مىگويد كه تو دل حافظ را گرفته‌اى پس پيش خودت بماند و به هر گيسوى سياه و خال مشكينى مسپار زيرا اين قبيل كارها حافظ را نمىتواند جز تو ، عاشق خود كند ) . * ترجمه : * نتيجهء تفأل : 1 - آدمى فكور ، بااراده ، مصمم ، ولخرج ، اهل مسافرت و ميهمانى هستيد كه همگان از مصاحبت با شما لذت مىبرند اما زبانى سرد داريد و نيش سخنت تمام اين كارها را تحت الشعاع خود قرار مىدهد ، به‌طورىكه از شما ناراحت مىشوند . 2 - به اين نيت چه شب‌ها و روزها انديشه كرده‌اى و مدتها بر سر دو راهى بوده‌اى كه آيا اقدام كنى يا خير ، پس حافظ مىفرمايد كه ايستادگى و مقاومت عامل پيروزى شماست و از اين شاخه به آن شاخه پريدن به جز خستگى و ملالت نتيجه‌اى ندارد . 3 - حافظ در بيت 7 مىفرمايد : ( اى شهريار ملك زيبايى ، دهنه اسب عشق را بازپس بكش و آهسته بران كه بر سر هر راهى عاشق ستمديده‌ايست كه از تو داد مىجويد ) . 4 - اگر بتوانى از اين فكر صرف‌نظر كنى ، بهتر است و گرنه تنها راه رسيدن به آن توكل بر خدا و صبر و شكيبايى است . 5 - مسافرت را توصيه نمىكنم و خريدوفروش هر دو زيان‌آور است و از شخصى كه كوتاه‌قد و داراى موهاى سياه و چشمانى گود رفته و لاغر اندام است بر حذر باش در عوض به پدر و مادر و اطرافيانت كه سخت به تو دلبسته‌اند ، مهربان باش . 6 - پيرى از پيران طريقت با تو ملاقات مىكند ، از او راهنمايى بخواه و به نصايح او گوش بده ولى با عقل عمل كن . 7 - در آيندهء نزديك موفقيت بزرگى نصيب شما مىشود كه همه غبطه و حسد خواهند خورد و شما در آينده فردى مهم و بسيار مثمر ثمر واقع مىشويد ، براى اجراى آن سوره مباركه « قصص » از آيه 5 تا 25 را با حضور قلب و معنى بخوان . 8 - موفقيت در چند قدمى شما مىباشد كافى است با قدرى تلاش و كوشش و توكل بر خدا آن را بدست آوريد و منتظر كمك اين و آن نباشيد . برنده : تا دم مرگ ، پيش‌تر از آنچه كه مىگيرد ، مىدهد اما بازنده : تا پاى جان از اين گمان دست برنمىدارد زيرا پيروزى يعنى بيش از آنچه كه مىدهى ، بگيرى .