شمس الدين حافظ
102
ديوان كامل و جامع هديه حافظ ( فارسى )
18 - « خفته بر سنجاب » گفتم : اى سلطان خوبان رحم كن بر اين غريب * گفت : در دنبالِ دل ره گم كند مسكين غريب گفتمش : مگذر زمانى . گفت معذورم بدار * خانهپروردى چه تاب آرد غمِ چندين غريب ؟ خفته بر سنجابِ شاهى نازنينى را چه غم ؟ * گر ز خار و خاره سازد بستر و بالين غريب اى كه در زنجير زلفت جان چندين آشناست * خوش فتاد آن خال مشكين بر رخ رنگين غريب مىنمايد عكسِ مى در رنگ روى مَهوَشَت * همچو برگِ ارغوان بر صفحهء نسرين غريب بس غريب افتاده است آن مورِ خطّت گِرد رُخ * گرچه نبْوَد در نگارستان خطِ مشكين غريب گفتم : اى شامِ غريبان طُرّهء شبرنگ تو * در سحرگاهان حذر كن ، چون بنالد اين غريب گفت : حافظ ، آشنايان در مقامِ حيرتند * دور نبْوَد گر نشيند خسته و غمگين غريب * توضيحات : ره گم كردن ( از حد اعتدال خارج شدن ) مگذر ( از مصدر گذشتن - عبور مكن ) بدار ( بگير ) خانهپرورد ( خانهپرور ) چه غم ( استفهام انكارى مانند مگر كورى يعنى البته مىبينى ) اى ( اى كسى كه - حرف ندا ) گرد ( اطراف ) مىنمايد ( به نظر مىرسد ) شبرنگ ( به رنگ شب - سياهى ) سحرگاهان ( الف و نون زمانساز ) سنجاب شاهى ( لحاف از پوست سنجاب نرم ) خاره ( سنگ خارا و سخت ) مهوش ( مانند ماه زيبا ) مور خط ( مور سبز رخسار ) معنى بيت ( 1 ) ( گفتم : اى پادشاه و حاكم سرزمين زيبايى بر اين عاشق بيچاره و آوارهء دور از وطن ترحم كن ، گفت : عاشق آواره كه به دنبال دل مىرود ، راه سلامتى و ايمنى را گم مىكند و به بلاى عشق گرفتار مىشود ) . * ترجمه : * نتيجهء تفأل : 1 - آنقدر گرفتار اين فكر و انديشه شدهاى كه عنان اختيار از كف دادهاى و مرتبا در فكر و انديشه اين نيت هستى ، بدانكه هر چيزى اندازه و اعتدالى دارد و گرنه بيش از آن موجب رنج و عذاب مىشود ، پس شما نيز زياد فكر اين موضوع را نكنيد ، حتما عملى مىگردد . 2 - مىدانى حافظ در بيت 2 مىگويد : به معشوق گفتم : يك لحظه درنگ و تأمل كن ، جواب داد ، عذر مرا بپذير كه نازپروردهاى چون من پرواى اين همه عاشق آواره را ندارد و مىتواند از همه دلجويى كند . 3 - پس اى صاحب فال . ناز و زيبا و عشوهگر ، اينقدر با دلربايى و طنازى عاشقكش نباش ، اين مطلب را همه مىدانند كه شما داراى قلبى پاك ، مهربان ، باصفا ، صميمى ، بدون غل و غش اما زبانى نيشدار و حالتى عصبانى داريد ، حيف نيست . . . ! ! 4 - شما در ناز و نعمت هستيد و با آسايش و آرامش زندگى مىكنيد پس نذرى كه كردهاى ادا كن و سفر زيارتى در پيش دارى كه موفقيتآميز است . 5 - شما به موفقيت رسيدهايد و لطف خداوندى نيز شامل حال شماست و ازدواج به موقع ولى طلاق بىموقع است . 6 - شما به تازگى در مجلسى و مقامى و كارى قرار گرفتهايد كه با آن بيگانهايد ، در نتيجه احساس غربت مىكنى ، حتى امكان دارد كه اطرافيان و دوستان و همكاران با شما سرد برخورد كنند ، به اين موضوع اهميت مده ، به زودى همه چيز بر وفق مراد شما خواهد شد . 7 - برنده : در وجود يك آدم بد حتما خوبىها را جستجو مىكند و روى همين قسمت فعاليت و كار مىكند اما بازنده : در وجود يك انسان خوب دنبال بدى مىگردد پس ازاينرو ، به سختى مىتواند با ديگران همكارى كند . 8 - حافظ در بيت آخر به تو و آنكه دوستش دارى مىگويد : اى حافظ ، آشنايان ديرينهء راه عشق هنوز در مقام حيرتند و وصل نشدهاند ، پس بعيد و شگفت نيست كه عاشقى آواره مانند تو درمانده و خسته بماند ) پس حتما موفق مىشوى . 9 - به زودى در مجلسى برخوردى محبتآميز خواهى داشت ، بهتر است كه خود را نبازى و قدرى با غرور برخورد كنى كه در درازمدت به نفع شما خواهد بود .