شمس الدين حافظ
19
ديوان حافظ ( انتشارات زوار ) ( فارسى )
در تابستان در موقع ييلاق كه ايشان عادت داشتند همهروزه به صحن امامزاده صالح تجريش تشريف مىآوردند و يكدو سه ساعتى آنجا در گوشهاى مىنشستند ، من بهواسطه ترسى كه از تنگى حوصلهء ايشان داشتم حيلهها انگيخته و بهانهها اختراع كرده به محضر شريفشان حاضر مىشدم و جسته جسته با ترس و لرز گاهگاه سؤالى از ايشان مىكردم و جوابى شافى و كافى مىشنيدم و فورا آن را در خزانهء دماغ و دفتر بغل ثبت مىكردم . تبحر ايشان در ادبيّات عربى و فارسى و حافظهء عجيب فوقالعاده كه از ايشان در حفظ اشعار عرب مخصوصا مشاهده كردم فىالواقع بهاصطلاح تازه ، محيّر العقول بود . هروقت و در هر مجلسى كه از يك شعر عربى مثلا صحبت مىشد و هيچكس از اهل مجلس نمىدانست آن شعر از كيست و در چه عصر گفته شده ايشان را مىديدم جميع اشعار سابق و لاحق آن را با تمام قصيده و اسم شاعر و شرح حال او و تاريخ او و معنى شعر و غيره و غيره همه را بلا تأمّل بيان مىكردند ، هروقت من ايشان را مىديدم ياد حكايت معروفى كه در كتب ادبيّهء عرب به حماد راويه نسبت مىدهند ( كه وى فقط از شعراء قبل از اسلام به عدد هريك از حروف معجم ، صد قصيدهء بزرگ سواى مقطّعات ، از حفظ داشت تا چه رسد به شعراى بعد از اسلام ، و وليد از خلفاى بنى اميه كه اين ادعا را باور نمىكرد شخصى را بر او موكل گماشت تا دو هزار و نهصد قصيده به تفصيل فوق ازو تحويل گرفت « 8 » ) مىافتادم . بارى در كثرت حفظ و وسعت اطلاع از ادبيّات و اشعار و لغات و همچنين در مشرب فلسفه و زهد در دنيا و گوشهنشينى و ساير حالات و اطوار ، من هميشه ايشان را در پيش خود به ابو العلاء معرّى تشبيه مىكنم با اين فرق كه ابو العلاء فقط در ادبيات عرب نادرهء دهر بود و ايشان ذو اللّسانين و در عربى و فارسى هر دو نابغهء عصرند . ديوان اشعار ايشان را دو سه سال قبل در پاريس پيش شاهزاده نصرة الدّولة ، فيروز ميرزا ديدم صد افسوس كه چاپ نشده است . « 9 » ديگر از بزرگان كه حقّ تربيت به گردن من دارند مرحوم شمس العلماء ، شيخ محمد مهدى قزوينى عبدالربآبادى است « 10 » از اجلهء ادباى عصر و از رفقاى پدرم و از مؤلّفين اربعهء « نامهء دانشوران » كه پس از فوت مرحوم پدرم ، ما اولاد صغير را در زير جناح حمايت خود گرفت و مقدارى قليل از مقرّرى پدرمان را توانست در حق ما برقرار نمايد و به مدد آن قوت
--> ( 8 ) . رجوع بابن خلكان در حرف حاء ، حماد . ( 9 ) . ديوان اديب پيشاورى در بهمن ماه 1312 شمسى ، مطابق 1352 قمرى با مقدمهء على عبدالرّسولى چاپ شده است . در سال 1362 شمسى نيز توسط انتشارات « ما » تجديد چاپ شده است . ( 10 ) . دراثناء جنگ عمومى در طهران مرحوم شد ، سنهء وفات او على التحقيق در نظرم نيست .