شمس الدين حافظ
921
ديوان حافظ ناشنيده پند ( فارسى )
حافظ قزوينى غنى : . . . عيش بگير . ( به « توضيحات » در آخر ديوان ، تحت عنوان : « ز آفتاب قدح » مراجعه فرمائيد . نشان . . . در « توضيحات » اواخر همين ديوان به نوشتهء ( « رد العجز . . . يا . . . ) مراجعه فرمائيد . الف - « كه با دو آينه » . . . دو چشم چون دو آينهء روشن دارم ولى افسوس كه بازهم روى معشوقهء خود را آشكار مشاهده نمىكنم . . . مسعود فرزاد - غزلهاى حافظ - اصالت و توالى ابيات ( « ر » تا « م » ) ص 1533 . : - ب - « بالاخره علائم پيرى و انحطاط شروع مىشود و پيش از همه « ديد چشم » رو به كاهش مىرود . ولى در چه سنى ؟ البته خيلى ديرتر از معمول ؟ . . . چون حافظ حتما شراب نمىخورده ، توتون هم از آمريكا وارد نشده بود و . . . از زندگى آسوده و بىسر و صدائى استفاده مىنمود لذا چشمش ديرتر به « عينك » احتياج پيدا مىكند . البته صحبت از عينك در هفتصد سال پيش به نظر عجيب به نظر مىآيد در صورتى كه تاريخ پيدا شدن آن در اروپا به پانصد و اندى سال بيشتر نمىرسد ! . ولى از گفتهء حافظ چنين برمىآيد كه براى خواندن و نوشتن ( به احتمال قوى ) عينك به چشم مىزده و « عينك » را نيز « آينه » مىگفته است . . . كه با دو آينه رويش عيان نمىبينم . . . » . دكتر على فلاتى ، استاد دانشگاه تهران - كتاب از فرويد به حافظ - چاپ تهران - صفحه 133 و 134 . : - ج - « گويا آينه را « ك » تصغير فارسى اضافه كردهاند و « اينك » شده سپس معرب كرده و « عينك » گفتهاند به ويژه عربها - عينك را « منظره » گويند . سبب معرب شدن هم گويا مكسور بودن الف « اينك » باشد . چنان كه ده « آينهورزان » سر راه فيروز كوه را تمام اهالى آن سامان با كسر الف ، تلفظ مىكنند . « دكتر پرويز خانلرى » صفحهء ( 134 ) كتاب از فرويد به حافظ » .