شمس الدين حافظ

922

ديوان حافظ ناشنيده پند ( فارسى )

: - د - « . . . بر اين دو ديدهء حيران من هزار افسوس * كه با « دو آينه » رويش عيان نمىبينم ( حافظ ) . . . نكته‌اى كه توجه مرا در معنى بيت برانگيخت لفظ دو آينه بود كه . . . بايستى مقصود خواجه از اين معنى آن چيزى باشد كه امروز ما « عينك » مىگوئيم : « آلتى مركب از قطعات بلور محدب يا مقعر كه برابر چشم نصب كنند تا بهتر اشياء را از نزديك يا دور ببينند . » . . . اينجانب يكباره به ياد اين بيت مولانا افتادم كه فرموده است : « اى كه بر چشمت بود شيشه كبود * ز آن سبب دنيا كبودت مىنمود » . . . و ، اين نتيجه حاصل آمد كه : خواجه مىخواسته بگويد : بر اين دو چشم حيرت‌زدهء من هزار افسوس كه با زدن « بلور محدب و يا مقعر هم » آن‌طور كه دلخواه من است نمىتوانم او را ببينم . احمد سميعى ( ا . شنوا ) . مجلهء آينده : عينك در عصر جامى مسلما وجود داشته است ( يعنى صدسال پس از حافظ ) . نقل از : « مجلهء آينده » - شمارهء 7 و 8 سال دوازدهم ، مهر و آبان 1365 تهران . ( بقيه در « توضيحات » اواخر همين كتاب ، تحت عنوان : « دو آينه » آمده است . حافظ ق ع : « دلى در ميان نمىبينم » ( در صورتى كه بلافاصله در بيت بعد هم همين قافيه يعنى كلمهء « ميان » تكرار شده است ! ! ) . الف - ( بيت سوم ) : « . . . ارتفاع عيش مگير ، بر « ارتفاع عيش بگير » ترجيح دارد ، زيرا در مصرع دوم شاعر مىفرمايد « كه طالع وقت » مقتضى اين كار نيست » ص 735 حافظ اديب برومند . : - ب - در كهن‌ترين ديوان خطى حافظ ( نسخهء 805 ) بيت دوم ، اينست : « به ترك « صحبت » پير . . . » . : - ج - ( بيت پنجم ) « بدين دو ديدهء « گريان » . . . » نسخهء 805 : « . . . با توجه به بيت بعد [ - مصراع دوم بيت ششم ] كه ديده‌اش « آب‌روان