شمس الدين حافظ
893
ديوان حافظ ناشنيده پند ( فارسى )
1369 - ص 271 - آمده است كه : « وقت گل گوئى كه زاهد شو . . . » « شاهد دلبر » از كلمههاى اصيل حافظ است لطفا به اين بيتهاى خواجه نيز توجه فرمائيد : « دلبرم شاهد » و طفل است و به بازى روزى * بكشد زارم و در شرع نباشد گنهش » ، و : « شاهدان گر دلبرى » زينسان كنند * زاهدان را رخنه در ايمان كنند » ، و « دلبند » بجاى « دلبر » : « مستى به چشم « شاهد دلبند » ما ، خوش است * ز آن رو سپردهاند به مستى زمام ما » . ( ح ) . بيت گر چنين بىراه خواهد . . . در حافظ قزوينى نيست ولى در نسخى ديگر ، و از آن جمله در ديوان خطى حافظ نسخه 805 هجرى ( كهنترين نسخه ) كه سيزده سال پس از درگذشت حافظ نوشته شده ، آمده است . خواهشمند است از نظر ادبى به صنعت بديع اين بيت هم گوشهء چشمى بيفكنيد : خاك ، راه ، پا . « سر و دست و پا » ( مراعات النظير - تناسب ) . بيت نهم اين غزل ( شيوه رندى . . . ) از حافظ خطى قديمى « نسخهء 805 هجرى » برگرفته شد - [ اين بيت در نسخ خانلرى ، اديب برومند ، سايه . و . . . نيست ] . دربارهء بيت دهم يادآور مىشود كه در چندين نسخه : « وقت گل گوئى كه ( زاهد ) شو » ؛ و چند نسخه - كه يكى از آنها ديوان حافظ به تصحيح مسعود فرزاد و به كوشش على حصورى است - « وقت گل گوئى كه ( تائب ) شو . » آوردهاند . لازم مىداند كه اشاره شود ، در اينجا واژهء « تائب » بر « زاهد » رجحان دارد . ( ح ) . دوش مىگفتى كه . . . در حافظ ق ، غ ، نيامده ، ولى در بعضى از نسخ معتبر مندرجست . ما اين بيت شيرينتر از قند را از نسخهء خطى استاد محيط طباطبائى - ص 271 - چاپ 1369 ه . ش . نقل كرديم و همچنين بيت بعدى يعنى مقطع غزل را .