شمس الدين حافظ

31

ديوان حافظ ناشنيده پند ( فارسى )

حافظ ق . غ : . . . ما بهم منزل . . . ( در حافظ خانلرى : در خرابات مغان ما نيز هم‌منزل شويم ) . به نظر تدوين‌كننده ، بجاى بيت متن ، بيت صحيح و ، اصيل اين ديوان عزيز اينست : « در خرابات مغان ما نيز هم‌دوران شويم - « كأين چنين رفتست در عهد ازل تقدير ما » ! به اين دليل كه در ديوان حافظ خطى نسخهء 805 هجرى چنين آمده و همين‌جا هم بايد اشاره كنم كه چون سيزده سال بعد از درگذشت حافظ ، كاتب از روى نسخه‌اى ديگر كتابت مىكرده « هم‌دوران » را به اشتباه « همدردان » خوانده و نوشته است در صورتى كه « در خرابات مغان . . . » واژهء هم‌دوران متناسب بوده و به دو معنا نيز مىباشد : يكى هم‌زمان و يكى هم . . . نه ، بهترست به نقل دو بيت و يك رباعى مبادرت كرده بموضوع خاتمه دهم چرا كه مضمون بيت ، نوش و نيش و بيشتر نيشخندست : عمرتان باد و مراد اى ساقيان بزم جم * گرچه جام ما نشد پرمى به دوران شما ( حافظ ) بوديم به يك شراب در مجلس عمر * يك دور ، ز ما پيشترك ، مست شدند ( خيام ) « ترانه‌هاى خيام صادق هدايت » اكنون كه زند هزار دستان دستان * جز « بادهء لعل » از كف مستان مَستان برخيز ، بيا كه گُل به شادى بشكفت * « دورى » دو ، سه - داد خود ز بُستان بِستان ( ديوان خيام مهندس محمد على بهرامى ، ص 131 ) . مصراعى است از يك غزل خواجو كه چنين است : « . . . همچنين رفته‌ست از روز ازل تقدير ما » .