شمس الدين حافظ

53

ديوان حافظ شيرازى ( فارسى )

72 زين خوش رقم كه بر گل رخسار مىكشى 73 رفتم به باغ صبحدم تا چنم گلى 74 صبح است و ژاله مىچكد از ابر بهمنى 75 اى دل به كوى عشق گذارى نمىكنى 76 بلبل ز شاخ سرو بگلبانگ پهلوى 77 اى بىخبر بكوش كه صاحب خبر شوى قصيده‌ها 78 جوزا سحر نهاد حمايل بر ابرم 79 شد عرصهء زمين چو بساط ارم جوان قطعه 80 به من پيام فرستاد دوستى روزى 4 بَحْرِ رَمَلِ مُثَمِّنِ مَحْذُوفْ فاعِلاتُنْ فاعِلاتُنْ فاعِلاتُنْ فاعِلُنْ ( 2 بار ) يارى اندر كس نمىبينم ياران را چه شد * دوستى كى آخر آمد دوستداران را چه شد [ غزل‌ها ] مصراع نخست از مطلع غزل‌هايى را كه در اين بحر سروده شده ، به ترتيب تقدّم حروف ( روىّ ) در پى بازمىخوانيم : 1 اى فروغ ماه حُسن از روى رخشان شما 2 دوش از مسجد سوى ميخانه آمد پير ما 3 صبح دولت مىدمد ، كو جام همچون آفتاب 4 گفتم اى سلطان خوبان رحم كن بر اين غريب 5 آن شب قدرى كه گويند اهل خلوت امشب است 6 صحن بستان ذوق‌بخش و صحبت ياران خوش است