شمس الدين حافظ

44

ديوان حافظ شيرازى ( فارسى )

132 اى كه مهجورى عشّاق روا مىدارى 133 روزگارىست كه ما را نگران مىدارى 134 عمر بگذشت به بىحاصلى و بلهوسى 135 نوبهار است در آن كوش كه خوش‌دل باشى 136 اى دل آن دم كه خراب از مى گُلگُون باشى 137 زان مى صاف كزو پخته شود هر خامى 138 احمد اللّه على معدلت السّلطانى 139 بشنو اين نكته كه خود را ز غم آزاده كنى 140 اى كه در كشتن ما هيچ مدارا نكنى 141 تو مگر بر لب آبى به هوس ننشينى 142 ساقيا سايهء ابرست و بهار و لب جوى 143 سحرم هاتف ميخانه به دولتخواهى 2 بحر مجتثّ مثمّن مجنون اصلم مسبّغ ( مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلان 2 بار ) طفيل هستى عشقند آدمىّ و پرى * ارادتى بنما تا سعادتى ببرى [ غزل‌ها ] اين بحر در ديوان خواجه حافظ - غزل‌هاى بسيارى را به خود اختصاص داده ، و در حدود يك‌صد و بيست و شش بار در ديوان وى تكرار شده است . گفتنيست كه : اين وزن از نظر ( كثرت استعمال ) در ديوان خواجه شيراز دومين مقام را ، احراز كرده است . 1 صلاح كار كجا و من خراب كجا