شمس الدين حافظ

14

ديوان حافظ شيرازى ( فارسى )

را به كيفيّتى بيان مىكنند كه زيبايى شعر لطمه مىبيند . البتّه اين نقص آن سبك نيز نيست . آن هم در جاى خود بحث دارد و نظر هست كه اين خود يكى از كمالات سبك هندى است . به هر حال مضمون در شعر حافظ آن‌چنان هموار و آرام بيان شده كه خود مضمون گويى به چشم نمىآيد . كم‌گويى و گزيده گويى خصوصيّت ديگر شعر حافظ است ، يعنى حقيقتا جز برخى از ابيات يا بعضى از غزليّات و قصايدى كه غالبا هم معلوم مىشود كه مربوط به اوضاع و احوال خاصّ خودش يا مدح اين و آن مىباشد ، در بقيّهء ديوان نمىشود جايى را پيدا كرد كه انسان بگويد در اين غزل اگر اين بيت نبود بهتر بود كارى كه با ديوان خيلى از شعرا مىتوان كرد . انسان ديوانهاى بسيار خوب را از شعراى بزرگ مىخواند و مىبيند در قصيده‌اى به اين قشنگى يا غزلى به اين شيوايى بيت بدى وجود دارد و اگر شعر يك‌دست‌تر بود ، بهتر بود . انسان در شعر حافظ چنين چيزى را نمىتواند پيدا كند . روانى و صيقل‌زدگى الفاظ ، تركيبات بسيار جذّاب و لحن شيرين زبان يكى از خصوصيّات اصلى شعر حافظ است . بيان او بسيار شبيه به خواجوست . گاه انسان وقتى شعر خواجوى كرمانى