شمس الدين حافظ
68
ديوان حافظ با شرح كامل ( منزل به منزل با حافظ ) ( فارسى )
غزل 22 [ چو بشنوى سخن اهل دل مگو كه خطاست ] 1 چو بشنوى سخن اهل دل مگو كه خطاست * سخنشناس نئى جان من خطا اينجاست 2 سرم به دنيا و عقبى فرونمىآيد * تبارك اللّه از اين فتنهها كه در سر ماست 3 در اندرون من خستهدل ندانم كيست * كه من خموشم و او در فغان و در غوغاست 4 دلم ز پرده برون شد كجايى اى مطرب * بنال هان كه از اين پرده كار ما به نواست 5 مرا به كار جهان هرگز التفات نبود * رخ تو در نظر من چنين خوشش آراست 6 نخفتهام ز خيالى كه مىپزد دل من * خمار صد شبه دارم شرابخانه كجاست 7 چنين كه صومعه آلوده شد ز خون دلم * گرم به باده بشوييد حق به دست شماست 8 از آن به دير مغانم عزيز مىدارند * كه آتشى كه نميرد هميشه در دل ماست 9 چه ساز بود كه در پرده مىزد آن مطرب * كه رفت عمر و هنوزم دماغ پر ز هواست 10 نداى عشق تو ديشب در اندرون دادند * فضاى سينهى حافظ هنوز پر ز صداست