شمس الدين حافظ

69

ديوان حافظ با شرح كامل ( منزل به منزل با حافظ ) ( فارسى )

[ شرح ] غزل 22 بيت 1 : اهل دل : كسانى كه از نور بصيرت برخوردارند ، عارفان نئى : نيستى . بيت 2 : دنيا : دنياى فانى دنيى و عقبى : جهان فانى و باقى فرونمىآيد : تسليم نمىشود . تبارك اللّه : آفرين به هر دو جهان اعتنايى ندارم ، نه به تعلقات اين دنيا تسليم مىشوم و نه به بهشت و حور العين آن دنيا چشم‌داشتى دارم ؛ آفرين به اين همه بلندنظرى و سركشى كه من دارم ! ما را نه غم دوزخ و نه حرص بهشت است * بردار ز رخ پرده كه مشتاق لقائيم « مولوى » بيت 3 : اندرون : باطن و ضمير كه من خموشم : . . . : نمىدانم در ضمير من بىدل چه كسى به فغان و غوغا مشغول است ؟ آن چه مسلم است من نيستم ! همه‌ى اين فغان و غوغا مال اوست ! بيت 4 : دلم ز پرده برون شد كجايى اى مطرب : رازم فاش شد و صبورىام را از دست دادم . اى مطرب ! كجايى ؟ بنال هان : آهنگ حزينى بنواز . كه از اين پرده : كه از اين آهنگ غم‌انگيز كار ما به نواست : كار من سامان خواهد يافت . بيت 5 : التفات : توجه رخ تو : جلوه‌ى جمال تو - من به دنيا هيچ‌گونه توجهى نداشتم ، جلوه جمال تو جهان را پيش من زيبا نشان داد . بيت 6 : خيال پختن : آرزوهاى دور و دراز در دل داشتن - فكر كردن به تو و آرزوهاى دور و درازم سبب بىخوابى و آشفتگى خيال من شده است . صد شب است كه به همين علت شراب ننوشيده‌ام ، اى دوستان راه ميخانه را از ياد برده‌ام ، آن را به من نشان بدهيد ! بيت 7 : خون دلم : اشك خونين چشمم دل بسى خون به كف آورد ولى ديده بريخت * اللّه اللّه كه تلف كرد و كه اندوخته بود ؟ ! « حافظ » اين چنين كه صومعه ( عبادتگاه ) به خون دل من ( اشك خونينم ) آلوده شده است ، اگر مرا با شراب تطهير كنيد ، حق به جانب شماست ، حق داريد . بيت 8 : دير مغان : عبادتگاه زرتشتيان آتشى كه نميرد : آتش خاموش نشدنى عشق . آتش آتشكده‌ى زرتشتيان و آتش عشق من هر دو دائمى است . ( آتش آتشكده و آتش عشق « تناسب » ) بيت 9 : پرده : آهنگ ، نوا دماغ : مغز سر آدمى اين چه آهنگى بود كه مطرب نواخت ؟ آن قدر در من تأثير داشت كه با وجود سپرى شدن عمر هنوز آرزومند آن آهنگم .