شمس الدين حافظ
63
ديوان حافظ با شرح كامل ( منزل به منزل با حافظ ) ( فارسى )
[ شرح ] غزل 19 بيت 1 : آرامگه يار : اقامتگاه دلدار عيار : چابك و زرنگ و دلير بيت 2 : وادى ايمن : سرزمينى كه از درختى شعلهور نداى حق به موسى ( ع ) رسيد و او را خطاب قرار داد . آتش طور : شعلههاى آتشى كه در كوه طور ( وادى ايمن ) بر حضرت موسى ( ع ) آشكار گرديد . « سورهى مريم ، آيهى 52 قرآن كريم » در شب تاريك هجران ، عازم ملاقات دلدارم . خداوندا ! همان گونه كه حضرت موسى ( ع ) را به شعلهاى هدايت كردى ، چراغ راهنماى وصل را در پيش پايم قرار بده . بيت 3 : نقش خرابى دارد : هر چه در عالم وجود دارد ، دستخوش فنا و نيستى است . همان گونه كه در خرابات هوشيار يافت نمىشود و در جهان نيز همه در عالم بىخبرى به سر مىبرند و فنا و نابودى در انتظار آنهاست . ( در اين بيت ، جهان به خرابات تشبيه شده است . ) بيت 4 : بشارت : مژدهى شادى اشارت : رموز اسرار الهى ، رموز عشقورزى . به آنكس مژدهى وصال جانان داده مىشود كه به رموز عشقورزى و اشارات محبوب و نكات باريك رازدارى پى برده باشد . بيت 5 : هر سر موى . . . : هزار برابر موهاى سرم تو را دوست دارم . ببين چقدر تفاوت بين من و زاهد خودبين كه واعظ غير متعظ است ، وجود دارد . بيت 6 : شكن در شكن : خم اندر خم - از گيسوان خم اندر خمش بپرسيد كه دل عاشق بيچارهى من در كدام بند از زندان زلفش زندانى است . بيت 7 : عقل ديوانه شد : ديوانه نياز به زنجير دارد . آن سلسله مشكين كو : منظور گيسوى مشكين دلدار است . عقل ديوانه شده است ، زنجير گيسوان يار را بياوريد تا عقل ديوانه را زنجير كند . ديوانه چون طغيان كند ، زنجير و زندان بشكند * از زلف ليلى حلقهاى در گردن مجنون كنيد بيت 7 : دل ز ما گوشه گرفت : دل از من دورى مىكند . كمان ابروى دلدار را بياوريد تا دل رميده را صيد كند . بيت 9 : حافظ از باد خزان . . . : حافظ ! در گلزار گيتى گلى بىخار وجود ندارد ، اگر صفاى گل را طالبى جفاى خار را قبول كن .