شمس الدين حافظ

64

ديوان حافظ با شرح كامل ( منزل به منزل با حافظ ) ( فارسى )

غزل 20 [ روزه يكسو شد و عيد آمد و دل‌ها برخاست ] 1 روزه يكسو شد و عيد آمد و دل‌ها برخاست * مى ز خُم‌خانه به جوش آمد و مى بايد خواست 2 نوبه‌ى زهدفروشان گران جان بگذشت * وقت رندى و طرب كردن رندان پيداست 3 چه ملامت بود آن را كه چنين باده خورد * اين چه عيب است بدين بىخردى وين چه خطاست 4 باده‌نوشى كه در او روى و ريايى نبود * بهتر از زهدفروشى كه در او روى و رياست 5 ما نه رندان رياييم و حريفان نفاق * آن كه او عالم سرّ است بدين حال گواست 6 فرض ايزد بگذاريم و به كس بد نكنيم * و آنچه گويند روا نيست نگوييم رواست 7 چه شود گر من و تو چند قدح باده خوريم * باده از خون رزان است نه از خون شماست 8 اين چه عيب است كز آن عيب خلل خواهد بود * ور بود نيز چه شد مردم بىعيب كجاست