شمس الدين حافظ

56

ديوان حافظ با شرح كامل ( منزل به منزل با حافظ ) ( فارسى )

غزل 16 [ خَمى كه ابروى شوخ تو در كمان انداخت ] 1 خَمى كه ابروى شوخ تو در كمان انداخت * به قصد جان من زار ناتوان انداخت 2 نبود نقش دو عالم كه رنگ الفت بود * زمانه طرح محبت نه اين زمان انداخت 3 به يك كرشمه كه نرگس به خودفروشى كرد * فريب چشم تو صد فتنه در جهان انداخت 4 شراب خورده و خوى كرده مىروى به چمن * كه آب روى تو آتش در ارغوان انداخت 5 به بزمگاه چمن دوش مست بگذشتم * چو از دهان توام غنچه در گمان انداخت 6 بنفشه طره‌ى مفتول خود گره مىزد * صبا حكايت زلف تو در ميان انداخت 7 ز شرم آن كه به روى تو نسبتش كردم * سمن به دست صبا خاك در دهان انداخت 8 من از ورع مى و مطرب نديدمى زين پيش * هواى مغ‌بچگانم در اين و آن انداخت 9 كنون به آب مى لعل خرقه مىشويم * نصيبهء ازل از خود نمىتوان انداخت 10 مگر گشايش حافظ در اين خرابى بود * كه بخشش ازلش در مى مغان انداخت 11 جهان به كام من اكنون شود كه دور زمان * مرا به بندگى خواجه‌ى جهان انداخت