شمس الدين حافظ
57
ديوان حافظ با شرح كامل ( منزل به منزل با حافظ ) ( فارسى )
[ شرح ] غزل 16 بيت 1 : خم : انحنا ، كمانى شكل شوخ : فتنهانگيز به قصد جان : براى كشتن ابروان فتنهانگيزت بدان سبب كمانى شد كه با پيكان مژگانت سينهى مرا هدف قرار دهند . آن كه ابروى تو را كرد كمانى چون ماه * هدفش سينهى عشاق گرفتار تو بود بيت 2 : نبود نقش دو عالم . . . : عشق و محبت ، پيش از پيدايش جهان باقى و فانى به وجود آمده است و طرح جديدى نيست ، عشق هم ازلى است و هم ابدى . بيت 3 : نرگس : گلى زيبا خودفروشى : خودنمايى - براى يك ناز و كرشمه كه نرگس از روى خودنمايى از خود نشان داد ، چشمان فريباى تو صد شور و غوغا در عالم بپاكردند كه نرگس حق ندارد با بودن ما عرض اندام كند و خود را به نمايش بگذارد . بيت 4 : خوى : عرقى كه از بدن تراوش مىكند . آبروى تو : عرق صورت تو ، عرقى كه بر چهرهى دلدار افتاده و او را زيباتر از زيبا كرده است . ارغوان : گلى زيبا و سرخ رنگ دانههاى عرقى كه از تاثير شرابنوشى بر صورتت نشسته است ، آن قدر تو را زيبا كرده كه گل ارغوان با ديدن زيبايى تو در چمن ، از شدت خجالت و حسادت سرخ روى مىشود . بيت 5 : غنچه در گمان انداخت : به تصور اين كه غنچهى گل دهان زيباى توست ، شب گذشته سرمست به گلزار چمن رفتم . بيت 6 : بنفشه : نوعى گل به رنگهاى مختلف طره : زلف مفتول : مجعد ، حلقه حلقه صبا : باد بهارى - در گلزار ، بنفشه گيسوان خود را به هم مىپيچيد كه ناگهان باد صبا حكايت زلف خم اندر خم تو را به ميان آورد تا بنفشه به خود ننازد . بيت 7 : ز شرم آن كه . . . : براى اين كه رخسار زيباى تو را به گل ياسمن تشبيه كرده بودند ، گل ياسمن از اين تشبيه نابجا شرمنده شد و دهانش را به كمك باد صبا پر از خاك كرد و معذرت خواست ، به اين خاطر كه تو را بسى زيباتر از خود مىدانست . بيت 8 : من به علت پارسايى ( ورع ) با مى و مطرب سر و كارى نداشتم ، عشق به مغبچگان زيبا ( ساقيان دير مغان ) مرا به مى و مطرب علاقهمند كرد و از راه به در برد . بيت 9 : مى لعل : شراب سرخ نصيبهء ازلى : سرنوشت اوليه را نمىتوان تغيير داد . بيت 10 : مگر گشايش حافظ . . . : شايد خير و صلاح حافظ در مستى و بىخبرى بوده است كه به لطف الهى او را مقيم دير مغان كردهاند . بيت 11 : خواجهى جهان : وزير وقت