شمس الدين حافظ

55

ديوان حافظ با شرح كامل ( منزل به منزل با حافظ ) ( فارسى )

[ شرح ] غزل 15 بيت 1 : شاهد قدسى : زيباى بهشتى ( محبوب ) كه كشد بند نقابت : چه كسى سعادت ديدار تو را دارد ؟ مرغ بهشتى : پرنده‌ى بهشتى ( محبوب ) كه دهد دانه و آبت : چه كسى خدمت‌گزارىات را به عهده دارد ؟ بيت 2 : خوابم بشد : خواب به چشمم نمىرود . ( همه‌شب از فكر اين كه در كجا منزل گزيده‌اى و هم بالين چه كسى هستى ، خواب به چشمم نمىرود . ) بيت 3 : درويش : عاشق مسكين عنايتى به اين عاشق درويش ندارى ، ترسم از اين است كه خدا نكرده به پاداش آخرت معتقد نباشى . چه ، اگر اعتقاد داشتى ، احوالى از اين درويش مىپرسيدى . از عدالت نبود دور گرش پرسد حال * پادشاهى كه به همسايه گدايى دارد بيت 4 : راه دل عشاق : چشمان خمار و مستت دل از كف عاشقانت ربوده است ، از شيوه‌ى نگاهت پيداست كه چشمانت خود به خود مست‌اند و نيازى به شراب ندارند . خرابى همه عالم ز خوردن مى ناب است * فداى چشم تو گردم كه مى نخورده خراب است بيت 5 : رأى صواب : فكر درست غمزه : حركات دلبرانه‌ى چشم محبوب حاكى از بىتوجهى به عاشق و در عين حال دلبرى براى جذب عاشق ، تير غمزه‌اى را كه از مژگانت به هدف قلب من رها كردى ، از بخت بد به خطا رفت تا دگرباره تصميمت درباره‌ى من چه باشد ؟ بيت 6 : جناب : آستان ، در ورودى حياط بيت 7 : سر آب : سرچشمه‌ى آب سراب : كورآب ، مكانى در بيابان كه در اثر تابش و روشنايى آفتاب از راه دور ، مانند چشمه‌ى آب به نظر آيد . غول بيابان : بيابان به غول تشبيه شده است . - در اين شوره‌زار ، چشمه‌ى آبى وجود ندارد . مواظب باش كه اين بيابان غول‌آساى رهزن حقيقت ، تو را به عوض سرچشمه‌ى آب زلال به سراب يا كورآب هدايت نكند . ( سرآب و سراب ، جناس است . ) بيت 8 : شباب : ايام جوانى - اى دل ! ايام جوانى را به بطالت گذراندى و از آن بهره‌اى نبردى ، حال ايام پيرى را به بيهودگى مگذران . اى كه پنجاه رفت و در خوابى * مگر اين پنج روزه دريابى « سعدى » بيت 9 : مكناد : خدا نكند - اى قصر مجلل كه اقامتگاه دلدارى ! خداوند تو را از هر گونه آسيبى محفوظ بدارد . بيت 10 : عتاب : پرخاش‌گرى - حافظ بنده‌اى نيست كه از ارباب خود فرار كند . از در آشتى با او درآ كه از خشم و عتاب تو سخت دلتنگ است . حافظ غلام پابرجا و ثابت قدم آستان توست و نيازمند عنايت او را درياب كه سخت دلتنگ است .