الشيخ ناصر مكارم الشيرازي

77

ترجمه گويا و شرح فشرده اى بر نهج البلاغه ( فارسى )

و در اخبارشان تفكر نمودم و در آثار آنها يسير و سياحت پرداختم تا بدانجا كه همانند يكى از آنها شدم ، بلكه گويا در اثر آنچه از تاريخ آنان به من رسيده با همه آنها از اول تا آخر بوده‌ام . من قسمت زلال و مصفاى زندگى آنان را از بخش كدر و تاريك باز شناختم و سود و زيانش را دانستم از ميان تمام آنها قسمتهاى مهم و برگزيده را برايت خلاصه كردم و از بين همه آنها زيبايش را برايت انتخاب نمودم و مجهولات آن را از تو دور داشتم . لذا همان گونه كه يك پدر مهربان بهترين نيكىها را براى فرزندش مىخواهد من نيز صلاح ديدم كه ترا بدين صورت تربيت كنم . و همت خود را بر آن گماشتم ، زيرا عمر تو رو به پيش است و روزگارت رو بجلو ، داراى نيتى سالم و روحى با صفا . ( چنين ديدم ) كه در آغاز كتاب خدا را همراه تفسيرش و قوانين اسلام و احكامش و حلال و حرام آن را به تو تعليم دهم . و اين همه توجه را به تو كردم ، آن گاه از اين ترسيدم كه آنچه بر مردم در اثر پيروى هوا و هوس و عقايد باطل مشتبه شده و در آن اختلاف نموده‌اند بر تو نيز مشتبه گردد ، به همين دليل روشن ساختن اين قسمت هر چند چندان خوشايند تو نباشد پيش من محبوبتر از آن است كه تو را تسليم امرى سازم كه از هلاكتت ايمن نباشم و اميدوارم خداوند تو را در طريق رشد و صلاحت توفيق دهد ، و به مقصودت رهبرى كند ، اينك اين وصيتم را براى تو مىفرستم : پسرم ! بدان محبوب‌ترين چيزى كه از ميان گفته‌هايم در اين وصيت نامه به آن تمسك مىجوئى ، تقوا و پرهيزكارى است ، اكتفا به آن چه خداوند بر تو فرض و واجب شمرده است ، و نيز حركت در راهى است كه پدرانت در گذشته از آن راه رفته‌اند و صالحان خاندانت آن طريق را پيموده‌اند ، زيرا همان گونه كه تو در بارهء خويش نظر مىكنى آنها نيز نظر افكندند ، و همان گونه كه تو براى صلاح خويش مىانديشى آنها نيز مىانديشيدند . . .