الشيخ ناصر مكارم الشيرازي

578

ترجمه گويا و شرح فشرده اى بر نهج البلاغه ( فارسى )

سفارش امام ( ع ) به اشتر » ص 143 در ضمن سفارش امام ( ع ) به اشتر آورده است . ( 780 . ) در مورد اين مطلب و اشكالى كه در ذهن سائل بوده در ذيل سخن 287 بحث شده به آنجا مراجعه فرمائيد . ( 781 . ) « ابن عساكر » در « تاريخ دمشق ابن عساكر - تاريخ دمشق - در شرح حال مغيرة ابن شعبه » در شرح حال « مغيرة ابن شعبه » اين سخن را نقل كرده و « ابن قتيبه » در « الامامة و السياسة ابن قتيبه - الامامة و السياسة - ج 1 ص 50 » ج 1 ص 50 - با كمى تفاوت - و مرحوم « مفيد » در كتاب « مجالس مفيد - مجالس - ص 116 » ص 116 آن را آورده‌اند . در تواريخ آمده كه روزى « عمار ياسر » در يكى از كوچه‌هاى مدينه در حالى كه شمشيرش بر كمرش بود « مغيره » را ملاقات كرد و از او خواست كه در سپاه على ( ع ) براى سركوبى مخالفان وارد گردد . ولى مغيره گفت : من هم شركت در نبرد در راه خدا را دوست دارم ولى اگر بدانم در راه خدا است ! من عثمان را در راه صواب نمىدانستم ولى قتل او را هم صحيح نمىدانستم ، بنا بر اين به نظر من تو هم اى عمار در خانه بنشين تا وضع كاملا روشن گردد كه چه كسى بر حق است و چه كسى بر باطل ، آن گاه با بينش كامل در راه افراد هدايت يافته قدم مىنهيم ! . « عمار » پاسخ داد : من به خدا پناه مىبرم كه پس از بينائى كور شوم ، و كارى كنم كه افرادى كه بر آنان پيشى داشته‌ام ، به من برسند و كسانى مرا تعليم دهند كه آگاهشان كرده‌ام مغيره در اينجا به نصيحت عمار پرداخت كه با احتياط در اين جريانات وارد شود ، براى خود خطر به جان نخرد !