الشيخ ناصر مكارم الشيرازي

529

ترجمه گويا و شرح فشرده اى بر نهج البلاغه ( فارسى )

را بمراتب مختلفى تقسيم نموده بود : يك مرحله ، مرحله تربيتى حلم و برد بارى ، مرحله ديگر مرحله عفت و خويشتندارى . . . و بالاخره آخرين برنامه مرحله مرگ بود . كسانى كه در كلاسها و مراحل قبلى قبول مىشدند . به مرحلهء آخر كه جنبه امتحان نهائى داشت مىرسيدند ، در اين مرحله به او مرگ عرضه مىشد . او را كفن مىكردند ، در تابوتى نمىگذاردند و در سردابى تا مدتى قرار مىدادند . اگر از اين امتحان نيز بيرون مىآمد نوبت آن مىرسيد كه به پيشگاه فيثاغورث راه مىيافت و استاد ، اسرار علمى را به او مىآموخت و مىگفت : اى پسر امروز براى تو درست است كه اين سطور علمى و اسرار عرفانى را فراگيرى ! در اينجا نيامده ، كه كميل شب در خدمت امام ( ع ) به صحرا رفت و يا روز . ولى به نظر مىرسد كه اين مكتب روحانى در شب اتفاق افتاده باشد . امام در اين درسى كه به كميل داد همچون استادى اجتماعى كه از روحيه ملت كاملا آگاه است آن را تحليل نموده و مردم را به سه گروه تقسيم مىكند : عالم ربانى ، دانش آموز و دانشجو و سائر مردمى كه هر لحظه بدنبال سخنى و با كسى هستند و به تعبير خود امام با هر بادى به سوئى مىروند . آنگه به تفاوت دقيق بين علم و مال مىپردازد . و سپس به تنظيم برنامه‌اى اخلاقى براى طلاب و دانشجويان ، در اينجا چهار گروه از آنها را رفوزه و صلاحيت تعليم دادن نمىداند ( اگر انقلاب فرهنگى بخواهد ، بايد از اينجا اصول برنامه‌اش را فراگيرد ) گروه نخست : افرادى هستند كه مطالب را زود فرامىگيرند ولى منافقند ، ايمان به آنچه مىآموزند ندارند ، از زبانشان تجاوز نمىكند ، به قلبشان راه نمىيابد ، آن را در راه