الشيخ ناصر مكارم الشيرازي
510
ترجمه گويا و شرح فشرده اى بر نهج البلاغه ( فارسى )
حتما علتى دارد . اين كه مىگوئيم داراى علت است همان قضاى تكوينى است زيرا قضاء در اصل به معنى حكم و فرمان است ( و در اينجا حكم و فرمان تكوينى است ) و نيز مسلما ميزان شكستگى و اندازه و حدود آن بستگى به كوچكى و بزرگى سنك و قوت و فشار دست و نزديكى و دورى فاصله و عوامل ديگر شبيه آن دارد ، اين ارتباط حادثه فوق با چگونگى علت آن همان قدر تكوينى است . زيرا ( قدر ) به معنى اندازه گيرى است . آيات قرآن نيز به اين معنى آمده است . به آيه 12 سوره فصلت ، و 117 بقره و 47 آل عمران مراجعه فرمائيد . 2 - قضا و قدر تشريعى : كه به معنى فرمان الهى در تعيين وظائف فردى و اجتماعى انسانها و مقدار و حدود اين وظائف است : مثلا مىگوئيم : نماز واجب است اين يك فرمان الهى و قضاى تشريعى است . سپس مىگوئيم مقدار نماز در هر شبانه روز 17 ركعت است اين يك قدر الهى و تشريعى است . آيه 36 سوره احزاب و 23 سوره اسراء نيز به همين معنى آمده است . در اين سخن امام ، قضا و قدر به معنى دوم است زيرا بحث در افعال و اعمال اختيارى بوده است نه امور تكوينى يعنى تمام حركاتى كه در اين راه انجام شده از روى فرمان الهى و طبق برنامهء او بوده است . و توضيح مىدهد كه اگر قضا و قدر بمعنى اجبار انسانها در اعمال خود و سلب اختيار از آنان باشد مفاسد بىشمارى بوجود مىآيد از جمله : پاداش و كيفر ظالمانه ، يا بى دليل خواهد بود ، و وعد و وعيد لغو و بيهوده ، و امر و نهى بى اثر ، ارسال رسل و انزال كتب بى دليل و عبث و بيهوده خواهد بود . بنا بر اين معنى « لعلك ظننت قضاء لازما و . . . » اين است كه قضا و قدرى كه گفتيم بمعنى سرنوشت حتمى و اجبارى كه خارج از اختيار ماست و جنبه خرافى دارد نبوده است .