الشيخ ناصر مكارم الشيرازي

496

ترجمه گويا و شرح فشرده اى بر نهج البلاغه ( فارسى )

براى در هم شكستن اسلام بسته‌اند ايستاد . جالب اين كه در عصر ما نيز بعضى از افراد ارتش آريامهرى همين بهانه را مىآورند كه ما سوگند ياد كرده‌ايم و بايد به به آن وفادار باشيم . و همچنين وظيفه عبد اللّه ابن عمر اين نبود كه اگر خودش در اين باره چيزى نمىداند دست از مبارزه با دشمنان اسلام بكشد زيرا در چنين مواردى ، تشخيص وظيفه ، با امام و رهبر مسلمين است نه افراد به تنهائى . لذا مىبينيم مورخان نوشته‌اند ابن عمر خود در آخر عمر از عدم شركت ناراحت بود . نادرستى سخن سعد واضحتر از آن است كه نياز به توضيح داشته باشد ، زيرا مؤمن اگر رو در روى اسلام ايستاد معلوم مىشود او حقيقتا مؤمن نيست ، مگر ايمان به گفتار است ؟ از همه مضحكتر در خواست چنان شمشيرى است ، كه روشن است بهانه است . ( 520 . ) اين سخن را جاحظ در ضمن همان صد سخنى جاحظ - صد سخن - كه از كلمات امام ( ع ) بر - گزيده آورده و ابن شعبه در كتاب تحف العقول ابن شعبه - تحف العقول - ص 223 ص 223 با كمى اختلاف ، با آنچه در اينجا است نقل كرده . و شيخ مفيد در كتاب ارشاد شيخ مفيد - ارشاد - ص 173 ص 173 آن را آورده است . شبيه اين سخن در همين كلمات قصار شماره 459 نيز آمده است . اين سخن امام ( ع ) با آزادى اراده و تدبير منافات ندارد زيرا در عين اين كه ما با اراده و تدبير كافى كارها را پيش بينى مىكنيم و پيش مىرويم . اما گاهى دست تقدير بطور كلى آن را دگرگون مىكند ، بعنوان مثال منافقين براى از بين بردن پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله و سلّم نقشه كشيدند ولى مقدر بود كه پيامبر ( ص ) سالم بماند و ملتها را نجات دهد و لذا تدبير آنها كارى از پيش نبرد . روى اين زمينه امام ( ع ) مىفرمايد : گاهى مرگ انسان در دل تدبيرش نهفته است !