الشيخ ناصر مكارم الشيرازي

464

ترجمه گويا و شرح فشرده اى بر نهج البلاغه ( فارسى )

مالك اشتر فرماندار على ( ع ) در سر زمين يمن در قريه‌اى بنام « بيشه » فرزندى چشم بجهان گشود كه نام او را مالك گذاردند و بعدها به اشتر معروف شد اين فرزند از قبيله مذحج است ، همان قبيله‌اى كه رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم در باره‌اش فرمود : « افراد طائفه مذحج بيش از همهء طوائف وارد بهشت خواهند شد » نام پدرش حارث فرزند عبد يغوث ابن مسلمة ابن ربيعة ابن خزيمة ابن سعد ابن مالك ابن نخع مىباشد و به همين مناسبت او را نخعى نيز مىگويند ، او مردى شجاع ، رئيس قبيله ، از بزرگان شيعه و سخت دوستدار امير مؤمنان و ياور او بود . مالك پس از رحلت پيامبر اسلام صلّى اللّه عليه و آله و سلّم براى نبرد با سپاه روميان كه به مبارزه با اسلام برخاسته بودند وارد سپاه اسلام شد و همراه با آنها در يكى از نواحى شام بنام يرموك با دشمن به نبرد پرداخت ، در آنجا بود كه برازندگى خود را آشكار ساخت . پس از پيروزى سپاه اسلام ، مالك با ابو عبيده جراح در همان شام ماند تا اگر بار ديگر دشمن شورش كند آنها را سركوب نمايد . در سال 14 هجرى كه عمر سپاه اسلام را به سركردگى سعد ابن وقاص براى جنگ با ايرانيان به قادسيه فرستاده بود و سعد از عمر كمك خواسته بود ، عمر به ابو عبيدهء جراج در شام دستور داد كه براى او كمك بفرستد مالك اشتر در اين نيروى كمكى و در صف اول به قادسيه وارد شد پس از پيروزى بر ايرانيان ، سعد ابتداء در شهر انبار مسكن گزيد و سپس از آنجا بكوفه آمد و آن را محل سكونت و خانه هجرت مجاهدان اسلام قرار داد . خاندان نخع نيز بسر پرستى مالك اشتر بهمراه سعد وارد كوفه شدند و در آنجا مسكن گزيدند . و بدين ترتيب مالك كه در يكى از آبادىهاى يمن متولد شده بود ساكن كوفه شد .