الشيخ ناصر مكارم الشيرازي
465
ترجمه گويا و شرح فشرده اى بر نهج البلاغه ( فارسى )
مالك در عصر عثمان : پس از مرگ عمر و بخلافت رسيدن عثمان و گماردن فرمانداران فاسد و فاسق بر شهرها ، سعيد ابن عاص فرماندار كوفه شد . درگيرى اشتر با اين فرماندار ، روزى آغاز مىگردد كه سعيد ابن عاص اظهار مىدارد : « عراق بستان قريش و بنى اميه است » اين درگيرى به زد و خورد مىانجامد ، انتقاد و اعتراض مردم كوفه از فرماندار مىگذرد و بعثمان سرايت مىكند ، فرماندار كوفه با كسب اجازه از عثمان ، اشتر و چند نفر ديگر از بزرگان و همفكران او را به شام تبعيد مىنمايد . در شام نيز بين اين گروه و معاويه درگيرى بوجود مىآيد كه بكتك زدن بمعاويه ميانجامد ، كه بالاخره اين گروه را از شام به « حمص » تبعيد مىكنند ، اين نيز نمىتواند بآرامش كوفه و مسلمين آنجا بينجامد ، سرانجام مسلمانان با يكديگر مكاتبه مىكنند و از بصره و مصر گروههائى بعنوان زيارت خانهء خدا حركت مىكنند ، از كوفه نيز دو هزار نفر بهمراهى زيد بن صوحان . مالك اشتر و چند نفر ديگر نيز به آن ملحق مىشوند و مدينه را محاصره مىكنند و پس از درگيرى و رفت و آمد و قبول دادن و قبول فسخ كردن و بالاخره عثمان مقتول ، و على عليه السلام را بخلافت برمىگزينند . اين دومين بخش زندگى مالك است كه تنها به آن اشاره رفت . البته شما مىتوانيد توضيح بيشتر اين جريان را در جلد اول نهج البلاغه ص 316 ذيل شماره 112 مطالعه فرمائيد . مالك اشتر در زمان خلافت امام ( ع ) مىدانيم پس از قتل عثمان مسلمانان همه با صداى بلند شعار مىدادند ، از امام ( ع ) مىخواستند كه زمام حكومت را بدست گيرد اما او حاضر بپذيرش آن نبود ، مىفرمود :