الشيخ ناصر مكارم الشيرازي
441
ترجمه گويا و شرح فشرده اى بر نهج البلاغه ( فارسى )
امام ( ع ) با آگاهى از اين مطلب نامه بالا را به « ابن عباس » فرماندارش در مكه نوشت تا با آگاهى كامل تبليغات آنها را خنثى نمايد . از نقل اين شان ورود در شرح ابن ابى الحديد روشن مىشود كه نويسنده كتاب مدرك ديگرى غير از نهج البلاغه داشته است چرا كه اين شان ورود را شريف رضى نقل نكرده است . ( ابن ابى الحديد ابن ابى الحديد - شرح نهج البلاغه - ج 16 ص 139 ج 16 ص 139 ) ولى مرحوم خوئى در شرح خود مىنويسد شان ورود نامه اين بوده كه معاويه يزيد ابن شجره را سردار سه هزار نظامى آزموده كرد و به او دستور داد آشكارا به مكه رود و اقامه حج از ناحيه معاويه را بنمايد ، و فرماندار امام ( ع ) را از آن سرزمين خارج كند و از مردم براى او بيعت بگيرد ولى با او شرط نمود كه اين كار بدون خونريزى در حرم انجام شود . خبر ورود اين سپاه بسرزمين جحفه به قثم ابن عباس رسيد و او تصميم در پناه بردن بكوهها را گرفت اما « ابو سعيد خدرى » صحابى بزرگ او را از اين كار باز داشت . يزيد با سپاهيانش وارد مكه شد ، در منى منزل گرفت ، ابو سعيد « را خواست و گفت نه من حاضرم قثم را به امامت حاجيان پذيرم و نه او حاضر است مرا بامامت قبول كند . لذا قرار بر اين شد كه شخص سومى را كه شيبة ابن عثمان عبدى است به امامت بپذيرند تا براى حاجيان اقامه حج كند و براى هر دو گروه نماز بخواند ، جريان بدون درگيرى پايان يافت و يزيد پس از پايان مراسم حج بسوى شام حركت كرد ، در رابطه با اين جريان بوده كه امام نامه بالا را به قثم نوشت . ( شرح خوئى خوئى - شرح نهج البلاغه - ج 2 ص 50 ج 2 ص 50 ) قثم كيست ؟ قثم فرزند عباس بن عبد المطلب پسر عموى رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم است