الشيخ ناصر مكارم الشيرازي
440
ترجمه گويا و شرح فشرده اى بر نهج البلاغه ( فارسى )
مردم دنيا با يكديگر كه همچون درندگان بجان هم افتادهاند برايش مجسم مىسازد و او را از اين طريق بر حذر مىدارد ( يا بنى اكثر ذكر الموت - و نسوا ما ورائها ) 15 - امام يادآور مىشود كه انسان از اين جهان بايد برود زيرا مركب سوارى او شب و روز است كه همواره او را مىبرند چه بخواهد و چه نخواهد ، تذكر مىدهد كه انسان به تمام آرزوهايش نخواهد رسيد پس در تلاش براى دنيا در برابر از دست دادن شرفهاى انسانى و آزاديها ، بايد سرعت نگيرد كه خدا انسان را آزاد آفريده نبايد برده چيز ديگرى شود و بالاخره انسان را از طمع باز مىدارد . ( رويدا يسفر الظلام - و ان كان كل منه ) 16 - در اين قسمت باضرب المثلها و جملات كوتاه بهدايت او پرداخته ( و تلافيك ما فرط - مطية اللجاج ) 17 - در اين بخش آئين دوستى و رفاقت را ياد آور شده است . ( احمل نفسك من اخيك - من سرك ان تسؤه ) 18 - يك سلسله نصايح و اندرزها در جملات كوتاه مخصوصا در باره معاشرت آمده است ( و اعلم يا بنى ان الرزق - و ان حكيت ذلك عن غيرك ) . 19 - يك سلسله دستورات مربوط بزنها و امور خانوادگى و چگونگى رفتار با همسر و توجه به بستگان و خويشاوندان و اقوام مىدهد ( اياك و مشاورة النساء - و يدك التي بها تصول ) . 20 - دعا و طلب خير براى فرزندش . ( استودع اللّه - و السلام ) ( 468 . ) « ابن ابى الحديد » مىنويسد : معاويه گروهى را به مكه فرستاده بود تا پنهانى مردم را بسوى خود دعوت كنند و افراد را از همكارى با على ( ع ) با شايعه پراكنى باز دارند و اين شبهه را در بين مردم رواج دهند كه على ( ع ) يا قاتل عثمان است و يا از او حمايت نكرده ، هر كدام از اين دو باشد شايستگى خلافت را ندارد .