الشيخ ناصر مكارم الشيرازي

438

ترجمه گويا و شرح فشرده اى بر نهج البلاغه ( فارسى )

لا يحق تعلمه ) 4 - مىگويد : پيش از آنكه نقصى از نظر جنبه‌هاى فكرى برايم پيدا شود سعى كردم دستورات لازم و آگاهىهاى مورد نياز را به تو بدهم ( لما رأيتنى قد بلغت سنا - ربما اظلم علينا منه ) 5 - در اين قسمت ياد آور مىشود كه اگر چه به اندازه همهء جهانيان عمر نكرده ولى فكر و مطالعه در آثار آنها وى را از جريانات زندگى آنان آگاه كرده و خلاصهء سر گذشت آنان و پيشرفت و شكستشان را در اختيار فرزندش قرار مىدهد ( اى بنى انى و ان لم اكن عمرت - فعهدت اليك وصيتى هذه ) 6 - در اين بخش مىگويد : بهترين چيزى كه از وصاياى من بايد مورد توجه تو باشد وصيت به تقوا است و ديگر اين كه در راهى قدم گذارى كه سلف صالح تو قدم گذاردند چرا كه آنها با دليل در آن راه رفته‌اند و اگر خواستى خود آن طريق را با دليل بدانى خويشتن را در شبهات ميفكن و با فكر و توجه قدم بردار و در آغاز مطالعه ، از خدايت كمك بگير ( و اعلم يا بنى ان احب ما انت - و الامساك عن ذلك امثل ) 7 - در اين قسمت او را بطريق مطالعه توجيه مىكند كه كارها همه بدست خدا است و جهان در طريقى مخصوص در حركت است و پاداش در معاد خواهد بود . در طى مطالعه اگر علت چيزى برايت مبهم بود آن را بر جهل و ناآگاهى خود حمل كن چرا كه تو در آغاز جاهل بوده‌اى سپس آگاه شده‌اى و چه بسيار از مسائلى كه در آغاز برايت مجهول بوده اما بعداً واقعيت آن را فهميده‌اى و بالاخره توجه مىدهد كه طريق همان است كه رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم گفته ( فتفهم يا بنى وصيتى - مبلغ نظرى لك ) 8 - بيكتائى خداوند و دليل آن و وظيفه‌اى كه در اين راه دارد اشاره مىكند ( و اعلم يا بنى انه لو كان لربك شريك - الا عن قبيح ) . 9 - وضع دنيا را در ضمن دو مثال برايش مجسم مىكند : يك مثال در مورد كسانى كه با چشم بصيرت به دنيا مىنگرند و مثال ديگر در مورد افرادى كه مغرور به